فا

مسئله ارمنی

پنج شنبه, 20 خرداد 1395 11:05

ترک ‌های جوان چگونه حکم به پاکسازی قومی ارمنیان دادند؟

اتحاد و ترقی آمده بود که قانون اساسی سال ۱۸۷۶ را بازسازی کند. اما در سال ۱۹۱۰ بود که طلعت ماده مندرج در آن را که دال بر برابری حقوق همه شهروندان را داشت نفی کرده بود. مهم‌ ترین نظریه‌ پرداز پان ‌ترکیسم، دبیرکل آن دکتر رِزنِلی ناظم سِلانیکلی بود (۱۹۲۶-۱۸۷۰). وی در کنگره سال ۱۹۱۱ این جمعیت که در سالونیکی تشکیل شد نابودی خلق ‌های غیر ترک را توصیه کرده بود.

نسل ‌کشی ارامنه؛ انگیزه ‌های وقوع و دلایل انکار
(بخش پنجم)

 

ورنر رور*/ ترجمه: واهیک کشیش ‌زاده

در عطف نظر به ریشه ‌های آسیایی می ‌شد انتظار داشت تا توجه خود را به مناطق دور افتاده و عقب‌ مانده آسیای صغیر متمرکز کنند و به توسعه آن بپردازند. اما ترک ‌های جوان حاکم در ترک ‌گرایی و تورانیسم غرق شدند: پان‌ ترکیسم بر وحدت تاریخی، اخلاقی و نژادی خلق‌ های ترک و برتری آنان که در ایران، افغانستان و چین و به‌ ویژه در امپراتوری روسیه زندگی می ‌کردند تأکید داشت و هدف غایی وحدت سیاسی همه این خلق‌ ها را به‌ صورت امپراتوری صد میلیونی دنبال می ‌کرد. به‌ موازات آن ترک ‌های جوان پان‌ اسلامیسم دوخته‌ شده بر تن سلطان خلیفه را نیز از مدنظر دور نمی ‌داشتند، تا همدستان عرب و کرد خود را نرنجانند. (ورنر/ مارکف؛ ص۲۲۳)
اتحاد و ترقی آمده بود که قانون اساسی سال ۱۸۷۶ را بازسازی کند. اما در سال ۱۹۱۰ بود که طلعت ماده مندرج در آن را که دال بر برابری حقوق همه شهروندان را داشت نفی کرده بود. مهم‌ ترین نظریه‌ پرداز پان ‌ترکیسم، دبیرکل آن دکتر رِزنِلی ناظم سِلانیکلی بود (۱۹۲۶-۱۸۷۰). وی در کنگره سال ۱۹۱۱ این جمعیت که در سالونیکی تشکیل شد نابودی خلق ‌های غیر ترک را توصیه کرده بود. بازگشت دوباره اتحاد و ترقی به قدرت در سال ۱۹۱۳ سرآغاز سیاست تبعید مسیحیان، به‌ ویژه یونانیان و ارمنیان از امپراتوری عثمانی بود.
مثلث قدرت لشکرکشی مرگبار خود را از ارمنیان آغاز نکرد بلکه آن را ابتدا علیه یونانیان آسیای صغیر بکار بست. در روز ۱۴ ماه مه ۱۹۱۴ یعنی ماه ‌ها پیش از شروع جنگ جهانی اول طلعت دستور داد تا یونانیان ساکن در مناطق ساحلی آسیای صغیر را از این مناطق پاکسازی کرده و به استان ‌های ارزروم و کلدانیه کوچ داده شوند. خبرنگار فرانسوی رنه پوئو تعداد قربانیان این اقدامات را که در میان جنگ ‌های بالکان و جنگ جهانی اول عملی شد بالغ‌ بر ۱۵۳ هزار و ۸۹۰ یونانی (بدون احتساب جماعات مناطق پونتی) تخمین زده است. این کشتار جمعی که تا سال ۱۹۲۳ ادامه داشت اینجا موضوع بررسی ما نیست. اما باید در اینجا بر این نکته انگشت گذاشت که کوچ ‌ها و قتل و کشتار یونانیان ساکن امپراتوری عثمانی در تابستان ۱۹۱۴ با اعتراض مؤثر بین ‌المللی روبرو نشد، ازاین‌رو نیز رهبری جمعیت اتحاد و ترقی در تصمیم خود مبنی بر کشتار ارمنیان مانع عبورناپذیری پیش پای خود نمی ‌دید تا در سال ۱۹۱۵ این عمل را سریع ‌تر و به طرز خشن ‌تری در قبال ارمنیان متحقق کند.
سال ۱۹۱۳ در ترکیه سال انتخابات بود. قدرت ‌های بزرگ اروپایی به این مناسبت و پس از ۲۵ سال تعلیق توسط دولت عثمانی از این فرصت ایجاد شده برای گوشزد کردن ضرورت عمل به ماده ۶۱ موافقت ‌نامه سال ۱۸۷۸ برلین درباره اداره ولایت ‌های ارمنی ‌نشین استفاده کردند. تحت‌ فشار دول اروپایی در سال ۱۹۱۴ مذاکراتی حول این موضوع برگزار شد. به‌‌ همان اندازه ‌ای که روسیه علیرغم برداشت خود به‌ مثابه نیروی حامی مسیحیان ساکن عثمانی از سال ۱۸۷۸ مانند دیگر قدرت‌ های اروپایی تلاش اندکی در راه اجرای قرارداد برلین از خود نشان داده بود، به‌‌ همان صورت هم سیاست خارجی روسیه از سال ۱۹۱۲ در راستای جلب رضایت ارمنیان می ‌کوشید. دربار عثمانی به‌ حق پشت این سیاست نشانه ‌ای از دلبستگی نسبت به ارمنیان نمی ‌دید، بلکه اهداف عظمت ‌طلبانه روسیه را انگیزه آن می ‌دانست.
قرارداد بین ‌المللی منعقد شده در روز ۸ فوریه ۱۹۱۴ حاوی اصلاحات اداری مهمی در راستای خودگردانی بود که ارمنیان از سال ۱۸۷۸ انتظار آن را می‌ کشیدند. دو استان (۱- ترابوزان، سیواس و ارزروم، ۲- وان، بیتلیس، هارپوت و دیاربکر) می‌ بایست به مدت ۱۰ سال تحت نظارت نماینده تام‌ الاختیار خارجی قرار گیرد. دیپلمات هلندی لوئیس کونستانت وستننک (۱۹۳۰-۱۸۷۲) به‌ عنوان ناظر در ارزروم و سرهنگ نروژی هوف به‌ عنوان ناظر در وان نامیده شدند. در ماه ژوئن در وزارت داخله عثمانی قراردادهای مربوطه با طلعت به امضاء رسید.
اما دولت ترک ‌های جوان در راه اجرای این قرارداد‌ها کارشکنی کرد. زمانی که سرهنگ هوف در ماه اوت وارد وان شد، والی این منطقه او را راه نداد. از آنجایی‌ که جنگ آغاز شده بود دولت عثمانی دیگر نیازی به اجرای قرارداد مربوط به ناظران تام ‌الاختیار نمی ‌دید. از سال ۱۹۱۳ دولت ترک ‌های جوان فرستاده ‌های ویژه ‌ای را به ولایات ارمنی‌نشین می‌فرستاد که در کشتارهای پیشین در سال‌ های ۱۸۹۵، ۱۸۹۶ و ۱۹۰۹ تجربه‌های کافی گردآورده بودند. کمیته ‌های محلی ترک ‌های جوان نقش تحریک مردم عادی مسلمان علیه ارمنیان را به عهده داشتند. افزایش تجاوزات و غارتگری‌ های کرد‌ها و لاز‌ها که بی‌ مجازات می ‌ماند نشانه پیگردهای فزاینده علیه ارمنیان بود.
حزب انقلابی - اجتماعی داشناک ‌ها برخلاف حزب هنچاک از سال ۱۹۰۲ همکاری‌ های بسیار تنگی با ترک ‌های جوان داشت. ارمنیان به این واقعیت امید بسته و احساس امنیت می ‌کردند، اما ترک ‌های جوان بار‌ها اعلام کرده بودند که اتحاد و همکاری با حزب ارمنی داشناک‌ ها به گذشته تعلق دارد. رهبران حزب داشناک اما به‌ طور پیوسته ارمنیان را به اطاعت دعوت می‌ کردند، اگر چه ادامه کشتار روزانه می‌ بایست تخیل حسرت‌ گونه آشتی را زدوده باشد. در اوایل سال ۱۹۱۵ بسیاری از رهبران این حزب یا در زندان بودند يا تن به مهاجرت ناخواسته داده و یا به گور سپرده‌ شده بودند.
در روز ۱۴ ژوئن ۱۹۱۴ دولت ترک‌ های جوان دستور دستگیری ۲۰ تن از رهبران حزب هنچاک را صادر کرده بود. این حزب سوسیال ‌دمکرات که در سال ۱۸۸۷ در سوئیس تأسیس‌ شده بود خواهان استقلال ارمنستان و برخلاف حزب داشناک ‌ها همواره هر گونه همکاری با ترک ‌های جوان را رد کرده بود. این افراد در پی اتهام ساختگی سوءقصد به جان طلعت در روز ۱۵ ژوئیه ۱۹۱۵ در ملأ عام اعدام شدند. از کودتای ۱۹۰۸ ترک‌ های جوان ارمنیان نیز اجازه حمل سلاح داشتند. اما از اواخر تابستان ۱۹۱۴ در پی عملیات تجسسی وحشت ‌زا این سلاح‌ ها از روستا‌ها و محلات ارمنی ‌نشین جمع ‌آوری شد. سلاح ‌هایی که در این عملیات به دست آمد بهانه ‌ای شد برای نشان دادن احتمال تهدید بروز شورش‌ های سراسر ارمنیان در ترکیه.

(ادامه در شماره آینده)

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։