فا

مسئله ارمنی

شنبه, 26 تیر 1395 11:25

ترک ‌های جوان چگونه حکم به پاکسازی قومی ارمنیان دادند؟

کشتار ارمنیان در برابر چشم و گوش مردم محلی روی داد که بنا به منطقه به میزان متفاوتی در این کشتار‌ها اشتراک ورزید. آن‌ ها اغلب خانه‌ های ارمنیان را در شب پیش از تبعید غارت می‌ کردند، خانه و مزرعه ‌شان را با تمام اسباب و اثاثیه غصب می ‌کردند، آن‌ ها را تا لباسی که بر تن داشتند لخت کرده و حتی به آن‌ هایی که هنوز توان مالی داشتند آب آشامیدنی برای مارشی که در پیش داشتند به قیمت سرسام‌ آوری می ‌فروختند.

نسل ‌کشی ارامنه؛ انگیزه ‌های وقوع و دلایل انکار

(بخش دهم)


ورنر رور*/ ترجمه: واهیک کشیش ‌زاده

 

۷- در برابر دیدگان مردم و افکار عمومی جهان - مباشران، شاهدان عینی و سود جویان کشتار
کشتار ارمنیان در برابر چشم و گوش مردم محلی روی داد که بنا به منطقه به میزان متفاوتی در این کشتار‌ها اشتراک ورزید. آن‌ ها اغلب خانه‌ های ارمنیان را در شب پیش از تبعید غارت می‌ کردند، خانه و مزرعه ‌شان را با تمام اسباب و اثاثیه غصب می ‌کردند، آن‌ ها را تا لباسی که بر تن داشتند لخت کرده و حتی به آن‌ هایی که هنوز توان مالی داشتند آب آشامیدنی برای مارشی که در پیش داشتند به قیمت سرسام‌ آوری می ‌فروختند. تبعیدشدگان در مارش ‌های عجزآورشان نه غذا و نه جایی برای خواب تحویل می ‌گرفتند. هر کس که در توانش نبود تا پول و خواربار به همراه داشته باشد بین راه از گرسنگی و تشنگی تلف می ‌شد، البته اگر قبلاً به قتل نرسیده باشد. این «مارش ‌های مرگ» که لفظ دیگری گویای آن نیست، به‌ عمد از میانبرهای بسیار طولانی و صعب ‌العبور می ‌گذشت. ساکنان آبادی ‌هایی که این مارش ‌ها از کنارشان می ‌گذشت به‌ دقت آن را دنبال می‌ کردند. چنین بود که در ترکیه صد‌ها هزار نفر شاهد این ماجرا بودند.
شمار قاتلان تشکیلات مخصوصه و کماندوهای آن، نظمیه و ارتش و وردست ‌هایشان از طوایف کرد به ده‌ها هزار نفر می ‌رسید و نیز مباشران نه اندک شماری از مهاجران قفقاز و بالکان و آن دسته از روستائیان و شهرنشینان آناتولی که مزرعه و خانه و تکه زمین ارمنیان به قتل رسیده را تصاحب می ‌کردند. این جنایت نه محرمانه بود و نه از مردم پنهان می ‌ماند. از‌‌ همان روز نخست یک جنایت علنی و نسل كشی به معنای دوگانه کلمه است: اکثریت ارمنیان به قتل رسیدند و شمار نه‌ چندان اندکی از مردم ترک و کرد در این قتل ‌ها مشارکت داشتند.
در میثاق سال ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد درباره مجازات نسل كشی واژه «نسل» به گروه قربانیان بر می ‌گردد. تاریخ ‌دانان زیادی از جمله کریستیان گرلاخ واژه «نسل كشی» را برای این کشتار و کشتارهای مشابه نارسا می ‌دانند. گرلاخ به ‌جای آن پیشنهاد می‌ کند که از «کاربرد افراطی خشونت» استفاده شود. او بر این عقیده است که میثاق نسل كشی سازمان ملل متحد مبتنی بر «تعریف قومیت متقدم بر قتل» است و قربانیان را «یک گروه و دسته ثابت و مستمر» می ‌داند، یعنی این ملیت و قوم را در حد چیزی طبیعی می ‌شمارد، نسل كشی متعاقب آن وجود این ملت را تنفیذ می‌ نماید. یک نکته دیگر نقد که اغلب بکار گرفته می‌ شود به‌ ضرورت با نادیده گرفتن شناخت موجود همراه نیست و اینکه: «شیطان ‌نمایی مجرمان و تز واحد بودن و یا قیاس‌ناپذیری اغلب با این ادعا همراه است که این عمل کاری عقل‌ ستیزانه و یا دور از عقل بوده است و از همین رو نیز توضیح و توجیه‌ پذیر نیست و یا حتی نمی‌ توان آن را روایت کرد و حتی توصیف‌ پذیر نیست و حتی در تاریخ هم نمی ‌گنجد.» اما در مورد قتل‌ عام یهودیان اروپایی توسط فاشیسم هیتلری و نوعی جنبه الهیاتی دادن به «هولوکاست» علتش را در واژه «نسل كشی» نباید جستجو کرد و ضرورتا برخاسته از آن نیست و بدین دلیل نیز این استدلال را نمی‌توان علیه کاربردش به میان کشید، یا اینکه نه در خلال تأمل سنجش ‌گرانه در مورد نحوه کاربرد آن.

 

«محافل مطلع»
از میان خارجیان ساکن امپراتوری عثمانی دیپلمات‌ ها و افسران رابط ارتش قیصر آلمان درباره مراحل و جزئیات قتل‌ عام ارمنیان مطلع‌ تر از بقیه بودند. نایب کنسول آن زمان آلمان در ارزروم اروین فون شویبنر - ریشتر به سفیر آلمان هانس فرایْ هر فون وانگنْ هایم در ماه ژوئیه ۱۹۱۵ گزارش داده است که فرماندهان این نقل و انتقالات رک و پوست‌ کنده اعتراف کرده ‌اند که «هدف از این‌ گونه رفتار با ارمنیان نابودی کامل آنان در ترکیه است». طلعت در برابر سرکنسول آلمان در کنستانتینوپل آندرئاس داوید موردتمان اعتراف به نیت نابودی کرده بود. سرکنسولان، کنسولان و نایب کنسولان آلمان در امپراتوری عثمانی نامه‌ هایی به وزارت خارجه ارسال کردند که هیچ تردیدی در اطلاعشان از هدف این عملیات باقی نمی‌ گذاشت. تمام پیشنهادهای دیپلمات ‌های آلمانی مبنی بر مداخله رسمی آلمان قیصری به‌ مثابه متحد اصلی بارگاه عالی را نخست‌ وزیر قیصر تئوبالد فون بتمان هولوِگ قویا رد کرده بود.
تنها یکی از سفیران متعدد آلمان در استانبول، پائول گراف وولف مترنیخ در دسامبر ۱۹۱۵ شخصا نزد انور وزیر جنگ عثمانی، وزیر اعظم حلیم و جمال وزیر دریاداری اقدام به مداخله کرد. پیشنهاد او به دولت امپراتوری مبنی بر علنی کردن کوچ ‌ها و کشتار‌ها را بتمان فون هلوگ رد کرده و مترنیخ را برکنار کرد. دیپلمات های آلمانی به گزارش ‌نویسی در سکوت ادامه دادند. تنها سرپرست موسسه امداد ارمنیان، یوهانس لپسیوس که یک الهیات ‌شناس و شرق‌ شناس بود در سال ۱۹۱۶ «گزارشی پیرامون وضعیت خلق ارمنی در ترکیه» منتشر کرد و این جنایات را محکوم نمود. سانسور نظامی نوشته او را ممنوع کرد ولی ۲۰ هزار نسخه از آن به فروش رفته بود. لپسیوس در سال ۱۹۱۹ پاره ‌ای از مکاتبات دیپلماتیک را منتشر کرد که در زمان خود مهم‌ ترین سند قتل‌ عام ارمنیان به‌ حساب می ‌آمد اما به توصیه وزارت امور خارجه از متهم کردن دولت آلمان امتناع کرد. وولفگانگ گوست جزئیات حذف و تعدیل ‌های او را دقیق نشان داده و اصل سند و نمونه‌ های تصحیح‌ شده آن ‌ها را منتشر کرده است.
دیپلمات ‌های کشورهای متفق و نیز آمریکایی نیز از این رویدادهای مرگبار مطلع بودند. دیپلمات ‌های کشورهای آنتانت که در ترکیه بسر می‌ بردند به‌ طور رسمی علیه این کشتار‌ها در برابر دولت ترکیه دست به اعتراض زدند. دولت‌ های بریتانیای کبیر، فرانسه و روسیه در روز ۲۴ ماه مه ۱۹۱۵ در یک بیانیه مشترک خطاب به بارگاه عالی اعلام کردند که دولت عثمانی و کارگزاران آن را شخصا مسئول این شقاوت ‌ها در حق ارمنیان می ‌دانند و مورد پیگرد قرار خواهند داد اما پس از سال ۱۹۱۸ از اقدام به آن دست شستند.

(ادامه در شماره آینده)

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։