فا

فرهنگ و هنر

پنج شنبه, 19 تیر 1393 09:55

یکصد و دهمین سالگرد تولد آرشیل گورکی هنرمند و نقاش متاثر از نسل کشی ارمنیان

آرشیل گورکی که نام اصلی او وستانیک مانوک آدویان ‌است، در پانزدهم آوریل ۱۹۰۴ میلادی در روستایی به نام خارکوم در نزدیکی دریاچه وان در ارمنستان غربی (ترکیه کنونی) به دنیا آمد. دوران کودکی او با مهاجرت پدرش، ستراگ، به آمریکا تیره و تار شد. گورکی در ۱۹۱۵ میلادی و در زمان نسل کشی ارمنيان با مادر و خواهرش به منطقه‌ ای تحت حمایت روسیه تزاری گریخت و پس از چندی نیز به ارمنستان شوروی مهاجرت کرد. 

آرشیل گورکی که نام اصلی او وستانیک مانوک آدویان ‌است، در پانزدهم آوریل ۱۹۰۴ میلادی در روستایی به نام خارکوم در نزدیکی دریاچه وان در ارمنستان غربی (ترکیه کنونی) به دنیا آمد. دوران کودکی او با مهاجرت پدرش، ستراگ، به آمریکا تیره و تار شد. گورکی در ۱۹۱۵ میلادی و در زمان نسل کشی ارمنيان با مادر و خواهرش به منطقه‌ ای تحت حمایت روسیه تزاری گریخت و پس از چندی نیز به ارمنستان شوروی مهاجرت کرد. در آن هنگام مردان ارمنی را از روستاها بیرون می ‌بردند و می‌ کشتند و زن ها و کودکان را آن قدر به پیاده روی وا می‌ داشتند که از گرسنگی جان بدهند. شوشان، مادر گورکی که زنی هنردوست بود به همین سرنوشت دچار شده و در ایروان درگذشت. این واقعه تلخ، خاطر آرشیل نوجوان را که عاجزانه شاهد جان دادن مادر بود، برای همیشه مشوش کرد. گورکی و خواهرش، وارتوش در سال ۱۹۲۰ به آمریکا مهاجرت کردند و به پدرشان پیوستند. آرشیل گورکی ضمن کار در یک کارخانه لاستیک سازی در یک هنرستان طراحی در بوستون به هنرآموزی مشغول شد. او در ۱۹۲۴ به نیویورک رفت و علاوه بر ادامه مطالعات هنری به عنوان استاد نقاشی به تدریس مشغول شد؛ فعالیتی که تا پایان عمر برای امرار معاش به آن پرداخت. دوران اقامت در نیویورک برای او سال های پرباری بود و این شهر چند ملیتی تاثیر فرهنگی عمیقی بر او گذاشت.گلی که در تابلوی «نقاش و مادرش» بدست پسر نوجوان دیده می ‌شود، نماد آینده ‌است گورکی در اولین سال های خلاقیت هنری، تحت تاثیر نقاش فرانسوی، پل سزان قرار داشت که خود پایه گذار سبک های جدیدتر و جسورانه تر اوایل قرن بیستم بویژه کوبیسم به شمار می ‌آمد. شاید به همین دلیل منتقدان آثار این دوره از زندگی کورگی را «پست ایمپرسیونیستی» دانسته ‌اند. او در آخرین سال های دهه ۱۹۲۰ و اوایل دهه ۱۹۳۰ به کوبیسم و سپس به سوررئالیسم روی آورد. علاوه بر تاثیر پذیری فراوان از پیکاسو، نقاش سوررئالیست اسپانيائی تاثیر عمیقی بر او و کارش بجا گذاشت به طوری که گفته می ‌شود «سیال بودن» اشکال و رنگ ها در نقاشی‌ هایش مرهون پایبندی به اصول سوررئالیسم است. گورکی هنرمندی تجربه گرا نیز بود و شگردهای مختلفی را می‌ آزمود. از جمله مناظری از طبیعت را که بارها و بارها می‌ کشید در وان حمام می‌ شست؛ کاغذ را خشک می‌ کرد و سطح آن را می‌ سایید تا هویت آشنای اشیا و موجودات در نقاشی ‌هایش تغییر کند و به زبانی نمادین و آبستره نزدیک شود. او در جست و جوی مضامین آثارش، از خاطرات کودکی و نوجوانی و فرهنگ عامیانه سرزمین هایی که می‌ شناخت، الهام می‌ گرفت. امروزه گورکی را به عنوان یکی از سرچشمه ‌های الهام برای انقلاب هنری دوران مدرن و از پیشگامان نقاشی آبستره اکسپرسیونیسم می ‌شناسند.
نقاشی ‌های او در اغلب موزه ‌های هنری بزرگ آمریکا موجود است. این آثار که بر معاصران گورکی بسیار تاثیرگذار بوده ‌اند، نوید استعدادی درخشان را می‌ دهد که با مرگی زود هنگام از شکوفایی بازماند. در آنها همان طور که می ‌توان رد پای دو سرزمین و فرهنگ مختلف را دید، نفوذ دو دوران مختلف نیز دیده می‌ شود. گورکی در آمریکا با آن که دوستان فراوان و سرشناسی داشت، هیچگاه نتوانست اندوه و رنج گذشته را فراموش کند یا حتی بر آن فائق شود. به گفته زندگینامه نویسان رابطه او با پدرش که زمانی برای تامین معاش خانواده آنها را ترک کرده بود، هیچ گاه گرم و صمیمانه نشد. در بعضی نامه ‌ها که به زبان ارمنی برای خواهرش نوشته از تنهایی خود در غربت و دلتنگی برای زادگاهش که در سال های جنگ جهانی اول و نسل کشی ارمنيان از میان رفت، سخن گفته‌ است. با این همه سیمای او در حافظه هنر معاصر به عنوان سیمای قهرمانی با میراثی از رنج و غم حک شده است؛ رنج و غمی که او آن را به دستمایه‌ ای برای آفریدن زیبایی تبدیل کرد. در همان زمان همسرش، اگنس ماگرودر که از مدتی پیش با یکی از دوستان گورکی رابطه داشت، او را ترک کرد و دو دخترشان را با خود برد. ضربه نهایی چند روز بعد فرود آمد: در یک تصادف که بر اثر مستی دوستش در حین رانندگی رخ داد، کمر و گردن گورکی آسیب دید. نقاش ۴۴ ساله که با جسم و روحی فروپاشیده، از همیشه تنهاتر و درمانده تر شده بود، در حالی که نامش در فراسوی محافل هنری چندان شناخته شده نبود، در سال 1948 میلادی خود را در خانه اش حلق آویز کرد.
در اولین دهه ‌های قرن بیستم که مهاجران روس در آمریکا به تبار اشرافی از دست رفته و هنر خود می ‌بالیدند، ماکسیم گورکی نویسنده رمان «مادر» در میان آرمان گرایان نویسنده ‌ای معتبر به حساب می‌ آمد... عجیب نبود که آرشیل که آن روزها نقاشی گمنام به حساب می آمد، نام او را بر خود بگذارد.
البته انتخاب همین نام هم با توجه به معنایی که در زبان روسی دارد (تلخ) شاید گویای رنج و تلاطم درونی او باشد. اما به هر روی امروز دیگر آرشیل گورکی در سایه نام ماکسیم گورکی زندگی نمی‌ کند. او در آفتاب نقاشی ‌هایش روئیده ‌است و می‌ روید.


رادیو ملی ارمنستان

اخبار مرتبط

  • اسناد گریگور کِرکِریان مربوط به نسل کشی ارمنیان در دسترس محقیقین قرار گرفت
    اسناد گریگور کِرکِریان مربوط به نسل کشی ارمنیان در دسترس محقیقین قرار گرفت

    تانر آکچام استاد دانشگاه و مورخ بر جسته ترک که سالیان متمادی مسئله نسل کشی ارمنیان را پیگیری و مطالعه کرده است به کمک یازده نفر از دانشجویانش این اسناد را تفکیک و در سه رده طبقه بندی کرده است.

  • درخواست شناسایی نسل کشی از سوی نماینده ارمنی پارلمان ترکیه
    درخواست شناسایی نسل کشی از سوی نماینده ارمنی پارلمان ترکیه

    گارو پایلان نماینده ارمنی حزب دموکراتیک خلق های ترکیه، پیشنهاد کرده تا پارلمان ترکیه نسل کشی ارمنیان را به رسمیت شناخته، تمامی مکان هایی که با نام عاملان اصلی نسل کشی ارمنیان نامگذاری شده را عوض کنند و به بازماندگان نسل کشی غرامت بپردازند.

  • نشان ملی ارمنستان بر سینه هنرمند ایرانی
    نشان ملی ارمنستان بر سینه هنرمند ایرانی

    به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی ایسنا، «رنگ ‌های سرزمین مادری ‌ام» عنوان این نمایشگاه است و موزه‌ هنر و تاریخ ملی ارمنستان گالری شماره ۲ را با سه تالار در اختیار ایران و هنرمندش قرار داده است، تا حدود ۶۰ تابلو را روی دیوار ببرد.
    این نمایشگاه با مجموعه ‌ای از جزییات آثار معماری، نقاشی دیواری، تصاویری از کالیگرافی ‌های این هنرمند معمار و نقاش ایرانی از ساخته ‌هایش در ایران، مساجد و موزه ‌های کویت، عمان، عربستان و ... در تالار نخست این موزه آغاز می ‌شود؛

  • تنها عکس موجود از هنرمند نقاش ونسان ونگوک پس از شروع نقاشی
    تنها عکس موجود از هنرمند نقاش ونسان ونگوک پس از شروع نقاشی

    این عکس گروهی مربوط به سال ۱۸۸۷ است و طبق گزارشات تنها عکس موجود از هنرمند نقاش ونسان ونگوک پس از شروع نقاشی است. اگر کارشناسان درست ارزیابی کرده باشند، نفر سوم از سمت چپ که در حال کشیدن پیپ است ونگوک می‌ باشد.

  • كارشناس ارمنی : «هدف از نسل کشی ارمنيان اشغال سرزمین ارمنستان بود»
    كارشناس ارمنی : «هدف از نسل کشی ارمنيان اشغال سرزمین ارمنستان بود»

    به اعتقاد کارشناس ارمنی هدف اصلی نسل کشی ارمنيان اشغال سرزمین ارمنستان بوده است و به همین دلیل نیز ارمنستان موظف به طرح موضوع اشغال بخشی از سرزمین ارمنستان است که براساس اسناد حقوقی تاکنون به عنوان بخشی از خاک ارمنستان محسوب می شود.
    به گزارش خبرگزاری آرمن پرس آرا پاپیان کارشناس مسائل سیاسی و مدیر مرکز تحلیل سیاسی مودوس ویوندی روز جمعه در گفتگو با خبرنگاران همچنین افزود. «رابطه میان ارمنستان و ترکیه وجود خارجی ندارد. تنها چیزی که وجود دارد رفتار خصمانه از سوی ترکیه است.

  • مصاحبه رادیوی سوئد با اوه برینگ کارشناس امور نسل کشی
    مصاحبه رادیوی سوئد با اوه برینگ کارشناس امور نسل کشی

    رادیوی سوئد در تاریخ 30 بهمن ماه سال جاری مصاحبه ای با پروفسور اوه برینگ حقوقدان و یکی از معروف ترین کارشناسان امور نسل کشی و بانی کتاب ها و مقاله های متعدد در زمینه نسل کشی انجام داده است. در این مصاحبه پروفسور برینگ گفته است:

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։