فا

فرهنگ و هنر

پنج شنبه, 02 مرداد 1393 11:05

در گسترده تئاتر جهان: هنرمندان ارمنی و تئاتر ایران

ارامنه از دیر باز تئاتر را می شناختند. طبق نوشته مورخان ارمنی حدودا از یک قرن پیش از میلاد تئاتر در بخش های غربی ارمنستان رواج چشمگیری یافته و سپس به بخش های شرقی گسترش پیدا کرده است. نگاهی گذرا به تاریخ تئاتر در کشورهای همسایه ارمنستان به راحتی نشان می دهد که تا همین چند دهه پیش بسیاری از آنها ورود اشکال معاصر و مدرن تئاتر مدیون را حضور هنرمندان ارمنی در کشورهایشان بودند.

صغری یاقوتی

ارامنه از دیر باز تئاتر را می شناختند. طبق نوشته مورخان ارمنی حدودا از یک قرن پیش از میلاد تئاتر در بخش های غربی ارمنستان رواج چشمگیری یافته و سپس به بخش های شرقی گسترش پیدا کرده است. نگاهی گذرا به تاریخ تئاتر در کشورهای همسایه ارمنستان به راحتی نشان می دهد که تا همین چند دهه پیش بسیاری از آنها ورود اشکال معاصر و مدرن تئاتر مدیون را حضور هنرمندان ارمنی در کشورهایشان بودند.
از جمله این کشورها ایران است که طی قرن ها پیوسته مرکز تعامل و آمیزش فرهنگ و تمدن های متفاوت بوده است. در جستار حاضر به ارمنستان پرداخته می شود که از روزگاران گذشته با ایران مناسبات فرهنگی،‌ تاریخی و اقتصادی گسترده ای داشته و در نتیجه این روابط تاثیرات فرهنگی گوناگونی پذیرفته است. از سوی دیگر تاثیر فرهنگ و سنن ایرانی برآداب و رسوم و سنن و هنر ارمنستان نیز کاملا محسوس است. پیوستگی فرهنگی ایران و ارمنستان در درازای تاریخ هرگز قطع نشده و حتی در مواردی که پیوند سیاسی بین آنها بریده شده، پیوند فرهنگی همچنان باقی مانده است.
قوم هایک (های ها) آنچنان که ارمنیان خود را به این نام می خوانند (واژه ارمنی ظاهرا نتیجه اشتباه گرفتن آنان از سوی ایرانیان یا یونانیان با آرامی هاست) قادر به برقرار ساختن حکومت مستقل خود نبودند، از این رو سرزمین آنان از همان آغاز توسط هووخشتره به پادشاهی ماد پیوست و سپس توسط کورش همراه با سرزمین ماد به زیر پرچم شاهنشاهی هخامنشی (حدود 550 ق. م.) در آمد. از این سرزمین در سنگ نبشته بیستون، متعلق به داریوش بزرگ (522- 486 ق. م.) به عنوان ارمینه و ارمنیه یاد شده است و به گفته هرودت، مورخ یونانی سده 5 ق. م.، بخشی از ساتراپی سیزدهم قلمرو هخامنشیان بوده است. به گفته او، اورارتویی ها نیز بخشی از ساتراپی هجدهم را تشکیل می دادند. گزنفن که در آناباسیس ماجراهای سپاهیان یونانی در ایران را بازگو می کند، از حکومت محلی این سرزمین در حدود سال 400 ق. م. یاد می کند وخبر می دهد که این حکومت به دست رهبران دهکده ها اداره می شده و مالیات آنان به شاهنشاهان ایران اسب بوده است. این سرزمین تا هنگام پیوستن آن به امپراتوری اسکندر مقدونی (331 ق. م.) و جانشینانش، یعنی امپراتوری سلوکی (301 ق. م.)، پیوسته زیر نظر حکومت ساتراپ های ایرانی یا بومی بود.
در حوزه فرهنگی تاثیرپذیری ارمنستان از ایران در چند مرحله اساسی روی داده است: تاثیر ونفوذ ایران با پیوستن ارمنستان به امپراتوری هخامنشی آغاز گردید و تا مدتی طولانی پس از پایان این امپراتوری ادامه یافت. استرابو اشاره می کند که ارمنیان شیوه پوشش خود را از مادها برگرفته بودند. ارمنیان به یقین پیش از پارس ها با اهالی آتورپاتکان، همسایگان نزدیک و شرکای تجاری خود پیوند و رابطه داشته اند. افزون بر این،‌ شاهان ارمنستان و آتورپاتکان به داشتن پیوند های ازدواج نیز معروف بودند.
واقعیت گواهی شده و جالب توجه آن است که در ارمنستان اواخر عصر هخامنشی سه زبان رایج و متداول بوده است: زبان ارمنی (یا ارمنی مقدم / proto-armenian)، گویش محلی بدون نوشتار و گویشی دیگر که در نوشتار هم آمده است.
تاثیر گذاری پارتی اشکانی بر ارمنستان که با برآمدن پارتیان در سده دوم ق. م. آغاز گردید و پس از استقرار اشکانیان بر تخت سلطنت ارمنستان در اواسط سده یکم میلادی اوج گرفت، نیرومندتر و پایدارتر از هر دوره بود. تاثیر و نفوذ اشکانیان آثار و نمودهای برجسته ای بر جنبه هایی از تمدن ارمنی باقی گذاشت. برای نمونه، (جمع) gusan gusankگونه ای رامشگر یا خنیاگر که نویسندگان ارمنی گه گاه از آن یاد کرده اند، همان gosan (گوسان) پارتی است. در طی دوران ساسانی، ارمنستان مسیحی روی هم رفته به سنت های ایران اشکانی وفادار مانده بود.
تاثیر ونفوذ ساسانیان، واپسین اثرپذیری ارمنستان از ایران بود و به نظر می آید که تاثیری نیرومند بوده است. هر چند که تعاملات فرهنگی به دلیل تغییر شیوه برخورد سیاسی و دینی ایرانیان دچار افت و خیز می گردید، حتی با وجود خصومت ارمنیان با مزداپرستی، پیوند ها و روابط نزدیک میان آریستوکرات های دو کشور هرگز از هم نگسست و ارمنیان به برخی جوانب دنیوی فرهنگ ساسانی بی علاقه و بی اعتنا نبودند. در سده ششم میلادی بردباری ساسانیان نسبت به مسیحیان و حضور مسیحیان بسیار در دربار ساسانی روابط و مناسبات ارمنی-ایرانی را آسان تر ساخت که پس از ظهور اسلام ارمنستان به تصرف اعراب درآمد و حدود دو قرن تحت استیلای خلفای اسلامی بود. از آن پس ارامنه طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند، تا اینکه با هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارامنه که حاضر نبودند به سلطه سلجوقیان تن بدهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در آنجا حکومتی با نام ارمنستان جدید پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت 3 قرن حفظ کردند.
ارامنه از دیر باز تئاتر را می شناختند. طبق نوشته مورخان ارمنی حدودا از یک قرن پیش از میلاد تئاتر در بخش های غربی ارمنستان رواج چشمگیری یافت و سپس به بخش های شرقی گسترش یافت و در دربار سلاطین و امرا اجرا شد. تئاتر یونانی تاثیر به سزایی بر تئاتر ارمنستان داشته و واژه تادرون در زبان ارمنی به همان معنای تئاترون یونانی بوده و حکایت از این امر دارد که تئاتر از یونان به ارمنستان آورده شده است. پس از رواج مسیحیت در ارمنستان این هنر توسط برخی از روحانیون تحریم شد و تا مدت های درازی از اجرای آن جلوگیری می شد تا اینکه با پایان یافتن قرون وسطی و آغاز عصر جدید دوباره به عنوان یک هنر مطرح گردید.
تاریخ برگزاری اولین نمایش ها در ارمنستان به دوران پیش از میلاد مسیح بر می گردد. تیگران دوم، پادشاه ارمنستان، در سال 69 ق. م. ساختمانی مخصوص نمایش در تیگراناگرد بنا کرد. فرزندش، ارداوازد دوم نیز که تحت تاثیر جنبش هلنیسم هنری در یونان بود، شیوه هنردوستی پدر را ادامه داد و دستور اجرای نمایشنامه های یونانی را صادر کرد. نمایش و ادبیات مختص آن برای ارمنیان در حکم شناسنامه فرهنگی به شمار می رفته است. این موضوع در مورد ارامنه ایران نیز صادق است. ارمنیان ایران در تمامی شهرهایی که سکونت داشته اند، سالن هایی نیز برای برگزاری نمایش و مراسم فرهنگی ساخته اند.
140724f06aدلایل پا گرفتن تئاتر در ایران را باید در عوامل اجتماعی، فرهنگی و .... جستجو کرد. از سفر سیاحان ایرانی به فرنگ که معمولا از رشت و انزلی می گذشتند و به اروپا می رفتند، گرفته تا سفر هیئت های تئاتری از قفقاز به ایران و فرایندهای سیاسی روشنفکری که به ویژه زاییده شرایط اجتماعی دوره مشروطیت ایران بود.
نمایش در میان ارمنیان ایران نیز سابقه ای به اندازه صد سال دارد. اولین نمایش به شیوه مدرن را ارمنیان ایران در 1879 م. به همت کشیش مسروپ پاپازیان که مدیر مدرسه ارمنیان بود، اجرا کردند. البته در آغاز زن ها در نمایشنامه هائی که برای اجرا انتخاب می شدند، نقش نداشتند و همه نقش ها را مردان به عهده می گرفتند. اما از 1890 م زنان نه تنها به دیدن نمایش می رفتند، زیادی بلکه نقش هائی را نیز در نمایش ها به عهده می گرفتند. در همین دوران واهرام پاپازیان که یک بازیگر ارمنی بود و شهرت زیاد در اجرای آثار شکسپیر در روسیه به دست آورده بود به ایران آمد و با اجرای نمایش اتللو و بعدها چند نمایش دیگر از جمله هملت، دون ژوان و مرد آهنین سنگ بنای تئاتر مدرن ایرانی را به شیوه و سبک غربی پایه ریزی کرد. پاپازیان و گروه نمایش اش پیش تر در گرجستان، آذربایجان و ترکیه موجب تحولاتی جدی شده بودند و همین رویکرد با ورود آنها به ایران نیز دوباره تکرار شد و در واقع اولین جرقه مدرن شدن تئاتر ایران با ورود او و گروهش زده شد.
در 1909 م. نیز گروهی از جوانان ارمنی و غیر ارمنی گروه دوستداران تئاتر را برای اجرای تئاترهایی به زبان پارسی بنیان نهادند. از این سال به بعد گروه های زیادی از ارمنستان و قفقاز برای اجرای نمایش به ایران دعوت شدند که از میان آنها نام مگردیچ تاشجیان در هنر نمایش ارمنیان ایران جایگاهی خاص دارد. بعدها با آمدن مانوئل ماروتیان از ایروان، نمایش ارمنیان گامی بلند به سوی رشد برداشت.
از هنرمندان به نام ارمنی که اولین فعالیت های هنری خود را از این گروه ها شروع کردند و نقش مهمی در شکل گیری هنر نمایش در ایران به عهده داشتند، آرامائیس آقامالیان، یپراد بارویان، یلنا آودیسیان و .... را می توان نام برد.
در جلفای اصفهان ارمنیان از 1886 م. اقدام به تاسیس گروه های نمایشی کردند که اولین نمایش شان، انجیر خچو در یکی از منازل متعلق به کلیسای وانک با همت بگلر آقایان به روی صحنه رفت. این گروه در 16 مارس 1888 م. برای تاسیس انجمن نمایش اقدام به جمع آوری اعانه کرد و موفق به جمع آوری مبلغ 551 قران شد که از آن برای تاسیس گروه نمایش و ساخت سن متحرک استفاده کردند.
متاسفانه از آنجایی که خلیفه وقت ارامنه، اسقف یسایی آسدوازادوریان با فعالیت های نمایشی موافق نبود، در 1890 م. فعالیت های گروه را متوقف کرد. این موضوع هفت سال ادامه یافت تا زمانی که به جای وی اسقف ماقاکیا درونیان به سمت اسقفی ارمنیان جلفای اصفهان برگزیده شد. از این تاریخ به بعد فعالیت های نمایشی نزد ارمنیان جلفای اصفهان جانی دوباره گرفت. در 1899 م. انجمن دوستداران تئاتر تاسیس شد. این انجمن دارای اساسنامه، ‌هیئت مدیره و قوانین خاص بود. در این زمان در جلفای اصفهان نیز نقش زنان را مردان ایفا می کردند. از این رو اسقف درونیان نامه ای به پیشوای دینی ارمنیان، جاثلیق مگردیچ خریمیان نوشت و از وی تقاضا کرد که با ایفای نقش زنان موافقت کند. جاثلیق مگردیچ خریمیان نیز در جواب اعلام کرد صورتی که ایفای نقش بانوان مغایرتی با دین نداشته باشد، بلامانع است. به بو اثر گابریل سوندوکیان اولین نمایشی بود که بعد از این تاریخ با حضور بانوان به روی صحنه رفت. البته زن ها تحت شرایط امنیتی خاصی به روی صحنه رفتند.
در 1913 م. گروهی از دوستداران نمایش برای بزرگداشت بیست و پنجمین سالگرد تاسیس گروه نمایش در جلفای اصفهان مراسم با شکوهی برگزار کردند. از کسانی که در آن سال ها نقش مهمی در احیای هنر نمایش در جلفای اصفهان ایفا کردند، می توان به لوسابر گیورغیان، ایشخانوهی زوهرابیان،‌ آشخن داوتیان، گریگور ناهابدیان و تیگران آبگاریان اشاره کرد. در این دوره گروه های نمایش متعددی نیز از قفقاز به جلفای اصفهان رفت و آمد داشتند. در 1930 م. گروهی با نام انجمن هنرپیشه های ارمنی در جلفای اصفهان تشکیل شد که نمایش های جنگ ملیکها، کاج نازار، لیلی و مجنون، ناموس، شیرین و فرهاد و سایات نوا را اجرا کردند. در این نمایش ها گریگوریس نازلومیان، آرمن مگردومیان، تیگران آبگاریان، و ....به ایفای نقش پرداختند. برگزاری 16 نمایش مختلف در 1930 م. در جلفای اصفهان بیانگر آن است که در این سال ها گروه های نمایشی در جلفای اصفهان بسیار فعال بودند. در 23 آگوست 1930 م. برای اولین بار در جلفای اصفهان اپرای آنوش به روی صحنه رفت.
در 1884 م. در مدرسه ارامنه واقع در دروازه قزوین تالار بزرگی ساخته شد به این ترتیب هنر نمایش در بین ارمنیان تهران رونق گرفت. در 1888 م. انجمن دوستداران تئاتر تهران تاسیس شد که هاروطون ماردیروسیان از بنیانگذاران این انجمن و رئیس هیئت مدیره آن بود. نشریه مشاک چاپ تفلیس در 30 مارس 1889 م. در گزارشی که با عنوان نامه ای از ایران چاپ کرد، با اشاره به فعالیت های نمایشی ارمنیان تهران نوشت: نمایشنامه هایی به زبان ارمنی و همچنین نمایشنامه هایی از مولیر در تهران اجرا می شود که هوانس خان ماسحیان، مدیر جوان و فعال مدرسه هایگازیان آنها را به زبان پارسی ترجمه کرده است. پر واضح است که در آن تاریخ فعالیت های گسترده نمایشی قابل توجهی در جامعه ارمنیان تهران وجود داشته است.
از 1916 م. زوج هنرمند وارتو و آرتو طریان بر روی صحنه های نمایش ارمنیان تهران ظاهر شدند. این زوج هنرمند از 1914 م. فعالیت رسمی هنری خود را شروع کردند و در این مدت به دو هنرمند اصلی صحنه های نمایش ارمنیان تهران تبدیل شدند. از 1932 تا 1923 م. تئاتر ارمنیان تهران فعالیت خود را با گروه های بسیاری ادامه داد. در این میان استودیو دراماتیک که آرتو طریان آن را اداره می کرد، جایگاه خاصی در بین جوانان تهرانی داشت. وارتو طریان نیز در 1933 م. نمایشنامه تهدید را کارگردانی کرد. ظاهرا او اولین زن ایرانی است که نمایشنامه ای را کارگردانی کرده است.
از دیگر فعالیت های بازیگران ارمنی در دوره مشروطیت، اجرای نمایش به نفع موسسه های خیریه بوده است. در این زمان علاوه بر مدرسه ارامنه از گراند هتل و تالارهای آن نیز برای اجرای نمایش استفاده می شد.
در سالهای 1945 و 1946 م. اجرای نمایش برای کودکان و نوجوانان مورد توجه واقع شد و گروه هایی اقدام به اجرای نمایش برای این گروه سنی کردند که از جمله آنها می توان از گروه تئاتر کودکان به سرپرستی ر. آتایان و ن. آقاسیان و گروه تئاتر کاخ کودکان به سرپرستی سروریان ها نام برد.
فعالیتهای نمایشی ارمنیان تهران در دهه های دیگر با گروه ها، انجمن ها و باشگاههای ارمنیان تهران ادامه پیدا کرد. از بین آنها باشگاه فرهنگی و ورزشی آرارات، باشگاه فرهنگی و ورزشی سیپان، انجمن ارمنیان چهارمحال تهران و .... برای هنر نمایش ارمنیان تهران فعالیت های ارزنده ای انجام دادند. در باشگاه آرارات چند گروه نمایشی هم زمان فعالیت داشتند. از میان این گروه های نمایشی کارگردانان، هنرمندان و افراد صاحب سبکی به عرصه نمایش ایران قدم گذاشته اند، اشخاصی از قبیل آرامائیس آقامالیان، ساموئل خاچیکیان، شاهین سرکیسیان، آربی آوانسیان، لوریک میناسیان، گیدوش آرزویان و ... که خدمات ارزنده ای نه فقط به هنر نمایش ارمنیان ایران بلکه به هنر نمایش ایران کردند.
تئاتر گیلان نیز به دلیل نزدیکی این سرزمین با ارمنستان به شدت از هنر نمایش این کشور تاثیر و تاثر پذیرفت. بذر اولیه تئاتر را نیز ارامنه در گیلان پراکندند که حاصل آن با تلاش و کوشش هنرمندان گیلانی باروری بخشی از تاریخ ملی تاثیر کشورمان شد. قبل از شکل گیری اولین کانون تئاتری در رشت در 1298 ش. گروه های ارمنی اولین گروه های نمایشی بودند که به رشت و انزلی می آمدند و به اجرای نمایش پرداختند. تنها مدرک برجای مانده نشان از اجرای اولین نمایشنامه در رشت دارد که نام آن مشخص نیست. هاروتیون میناسیان در یادداشت های خود تاریخ آغاز تئاتر گیلان را مقارن با اجرای این اثر در 1264 ش./ 1885 م. دانسته است. او اشاره می کند که این نمایشنامه به زبان پارسی در رشت اجرا شد و از اجرای نمایش دیگری به نام انجیر خچو نیز یاد می کند که هردوی این آثار کمدی بوده اند. ارمنیان و گروه های دیگری که از قفقاز به ایران می آمدند، شخصیت های اصلی نمایش را با خود می آوردند، و بازیگران فرعی را از میان مردم بومی انتخاب می کردند.
اولین تالار نمایش رشت را آودیس هوردانانیان ساخت. در این تالار ارمنیان قفقاز که به رشت می آمدند و ارمنیان گیلان و سایر گروه های تئاتری نمایش اجرا می کردند. تا 1900 م. این تالار تنها تالار تئاتر رشت بود. در این سال و در زمان حکومت سپهدار تنکابنی مدرسه ای به نام مدرسه مظفریه شرف در ضلع جنوبی سبزه میدان ساخته شد که در آن تالاری برای تئاتر در نظر گرفتند. سن مدرسه ارامنه به گروه های تئاتری تعلق داشت، ولی تالار نمایش مدرسه مظفریه شرف فقط از آن مدرسه بود. در این زمان تهران هنوز با تئاتر آشنایی نداشت. از 1290 ش. به بعد گروه های تئاتری در رشت یکی پس از دیگری چهره نمایاندند و متن های ترجمه شده از مولیر و رابیش را به روی صحنه بردند.
در سال 1299 ش. انجمن دوستداران تئاتر ارمنی در تهران تشکیل شد و آثاری از گابریل سوندوکیان و آلکساندر شیروان زاده نمایشنامه نویسان توانای ارمنی در پایتخت به نمایش در آمدند. در دهه 50 گروه آدامیان، در 1954 گروه شانت و در 1955 گروه دراماتیک ارمنی تهران تاسیس شدند. گروه تئاتر حرفه ای متشکل از تاشچیان، ماروتیان، و کستانیان در تاریخ تئاتر ارمنی ایران نقش به سزایی ایفا کردند.

برگرفته از مجله نمایش

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։