فا

فرهنگ و هنر

پنج شنبه, 23 مرداد 1393 10:15

درباره ویلیام سارویان، نمایشنامه نویس ارمنی برنده جایزه پولیتزر - دوران زندگی من

ویلیام آرمناکی سارویان در آمریکا به دنیا آمد و در آمریکا بزرگ شد و در همان جا نیز چشم از جهان فرو بست. آنچه سارویان نوشت، به زبان انگلیسی بود، اما تبار ارمنی او در تار و پود آثارش تنیده شده است. بسیاری از نویسندگان نامدار جهان وقتی در سرزمینی جز زادگاهشان زندگی کردند یا آنانی که به اجبار تن به تبعید دادند، اگر نگوییم که ریشه های خود را به دست فراموشی سپردند، اما می توانیم به یقین مدعی شویم که رویکردی جهان وطنی پیدا کردند.

ویلیام آرمناکی سارویان در آمریکا به دنیا آمد و در آمریکا بزرگ شد و در همان جا نیز چشم از جهان فرو بست. آنچه سارویان نوشت، به زبان انگلیسی بود، اما تبار ارمنی او در تار و پود آثارش تنیده شده است. بسیاری از نویسندگان نامدار جهان وقتی در سرزمینی جز زادگاهشان زندگی کردند یا آنانی که به اجبار تن به تبعید دادند، اگر نگوییم که ریشه های خود را به دست فراموشی سپردند، اما می توانیم به یقین مدعی شویم که رویکردی جهان وطنی پیدا کردند. شاید امروز کمتر کسی با خواندن آثار جوزف کنراد زادگاه اصلی او یعنی لهستان را به یاد آورد یا با خواندن آثار آرتور کوستلر چندان نشانی از سرزمین مادری اش مجارستان بیابد.
پدر و مادر سارویان از ارمنیانی بودندکه به دلیل نسل کشی ارمنیان به آمریکا کوچ کرده بودند، اما ویلیام سارویان هرگز سرزمین آبا و اجدادی خود را از یاد نبرد. او در 1908 م.، در فرزنوی کالیفرنیا به دنیا آمد. سه ساله بود که پدرش از دنیا رفت. پس از فوت پدر، او و خواهر و برادرش را به یتیم خانه ای در اوکلند کالیفرنیا فرستادند که موجب شد بعدها تجربه زندگی در یتیم خانه نیز به نوشته هایش راه یابد. 5 سال بعد اعضای خانواده به همت مادر ویلیام که توانست کاری برای خود دست و پاکند، دوباره دور هم جمع شدند ویلیام هم درس می خواند، هم کار می کرد تا از باری که بردوش مادرش بود اندکی بکاهد. وقتی مادرش نوشته های پدر را به ویلیام نشان داد، او مصمم شد تا نویسنده شود. نخستین داستانهای ویلیام سارویان در دهه 1930 منتشر شدند. مضمون این داستان ها یا به تجربه های دوران کودکی او در میان باغداران کالیفرنیا برمی گشت یا بی ریشگی مهاجران را نشان می داد. مجموعه داستان کوتاه او که با اسم نام من آرام است، در 1940 منتشر شد، به ماجراهای پسری جوان و خانواده مهاجرش می پرداخت. این کتاب به مجموعه ای پرفروش در جهان بدل شد و ترجمه آن به بسیاری از زبان های دنیا در دسترس همگان قرار گرفت. اولین نمایشنامه سارویان قلب من عشق من در کوهساران که در سال 1929 نوشته شد، داستانی کمدی درباره یک خانواده آمریکایی بود که در سالن تئاتر گیلد شهر نیویورک بر روی صحنه رفت. این نمایشنامه اثری است صمیمی و دلنشین که برای سارویان آغازی موفقیت آمیز در صحنه تئاتر به همراه آورد. نویسنده در این نمایشنامه موقعیت های روزمره زندگی را به نمایش می گذارد و از خلال این موقعیت ها و طنز تلخ وشیرین موجود در آنها معنایی اجتماعی-فلسفی را القا می کند.
او در 1943 با کارول مارکوس کارل گریس بازیگر سینما ازدواج کرد. حاصل این ازدواج یک پسر و یک دختر به نام های آرام و لوسی بود. عادات بد ویلیام زندگی زناشویی اش را دستخوش آشفتگی ساخت و در 1949 به جدایی او از همسرش انجامید. آنها در 1951 باردیگر به زندگی با هم روی آوردند تا سرانجام جدایی کارول از سارویان در 1952 و ازدواجش با یکی دیگر از بازیگران سینما برای همیشه به این وصلت پایان داد.
سارویان در 73 سالگی بر اثر ابتلا به سرطان درگذشت. نیمی از خاکسترهای او در کالیفرنیا ونیمی دیگر در ارمنستان و در نزدیکی مزار سرگئی پاراجانف، کارگردان نامدار سینمای ارمنستان به خاک سپرده شده است.
وی نویسنده ای پرکار بوده و به نوشتن خاطرات وزندگینامه دلبستگی فراوان داشت. نثر شاعرانه در زندگینامه نویسی از ویژگی های بارز اوست. 25 نمایشنامه، بیش از 25 رمان و ده ها داستان کوتاه درکارنامه نویسندگی او جای گرفته است.
در دنیای نمایشنامه نویسی سارویان را بیش از هر چیز با نمایشنامه دوران زندگی من می شناسند. همین نمایشنامه بود که جایزه پولیترز را در 1939 از آن خود کرد. البته جایزه پولیترز را به دلیل روحیه عصیانگرش نپذیرفت و گفت: پذیرفتن این جایزه تن دادن هنرمند به قضاوت تجارت درباره هنر است. و پس از آن جایزه منتقدان نمایش نیویورک به سارویان تعلق گرفت. در 1948 از روی این نمایشنامه فیلمی سینمایی با بازی جمیز کاگنی ساخته شد.
سارویان در دورانی می زیست که در تاریخ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آمریکا بسیار خاص بود. دهه 1930 دوران رکود اقتصادی در آمریکا بود، دورانی که یاس و افسردگی بر جامعه آمریکایی سایه افکنده بود و از آن به منزله تلخ ترین دوران اقتصادی در تاریخ آمریکا یاد می شود و تنها رکود اقتصادی سالهای اخیر را تا حدی با آن قابل مقایسه می دانند.
سارویان به طیف نویسندگانی تعلق داشت که با وجود تمام نگون بختی ها، تبعیض ها و ستم هایی که شاهدش بودند، نگاهی خوشبینانه به جهان پیش رو داشتند.
وی که به زبان ارمنی تسلط کافی نداشت و از جامعه روشنفکری ارمنستان نیز جدا مانده بود، در نخستین سالهای زندگی اش در رقابت با آنچه که با آب و تاب ملی گرایانه فراوان به نوشته های دیگر فرزندان مهاجر ارمنی راه می یافت، ناتوان بود.
او به هیاهویی که بقیه ارمنیان مهاجر دور و برش راه می انداختند عشق می ورزید و مجذوب گشاده دستی و زنده دلی آنها می شد و به وجد می آمد گرچه تا حدی از آمیزه عجیب فردگرایی غیر متعارف و اشتیاق آنها به معاشرت های اجتماعی واهمه داشت. هر قدر هم مهاجران ارمنی برای سارویان عجیب و غریب بودند، او آنها را چون عضوی از پیکره نوع بشر می دید. عبارتی که سارویان آن را از والت ویتمن، شاعر خوشبین آمریکایی و رالف والدو امرسون، دیگر شاعر و نویسنده تعالی نگر آمریکا به امانت گرفته بود. اگر خوشبینی در این دوران از زندگی سارویان بر او غلبه کرد، به دلیل معصومیت او و ذوق زدگی و ایمان نویافته اش به دنیای جدید یعنی آمریکا بودکه در آن دوران مهاجران آن را سرزمین موعود می دیدند. در عین حال این خوشبینی با توجه به شرایط او در دوران کودکی بعید و شاید متناقض به نظر می رسید. اویی که در همان اوان خرد سالی پدرش را از دست داد و روزگار را به همراه خواهر و برادرش در پرورشگاه گذراند و وقتی هشت ساله بود، به اجبار در خیابانهای فرزنو روزنامه فروخت.
به هر حال از حقیقت دور می شویم، اگر امیدواری سارویان به آینده را ناشی از واکنش درونی و فطری او بدانیم که فقط نیازمند شرایط مساعد اجتماعی بود تا کاملا شکوفا شود، با نگاهی به زندگینامه خود نوشت او که بخش اعظم آن را بعدها نگاشت، به بخش هایی می رسیم که گویای ستیز درونی، روحیه افسرده و تهمت های آزاردهنده ای است که پس از مدت ها سرکوب آشکار می شوند. پیش از آنکه مجله استوری او را کشف کند، آینده برای این جوان خودآموخته که قیافه خارجی ها را داشت، مدرسه را رها کرده بود و در منطقه ای دور و کوچک در کالیفرنیا به سر می برد و در آرزوی بازیافتن ملیت خود می سوخت، چیزی در چنته نداشت.
سارویان در تلاقی دموکراسی خواهی جدید دهه سی آمریکا با آرمانگرایی دیدگاه امرسونی نسبت به فردیت که متاثر از رویارویی آمریکایی ها با واقعیت بود، به تمام پشتوانه مورد نیازش برای توجیه و تفسیر بینش منحصر به فرد خود دست یافت. واقعیت های جامعه نگاه او را به جهان صیقل داد. گرچه باز هم در آثار او امید به چشم می خورد، اما کوشید تا از عینیات دنیای اطرافش دور نشود و بهترین راه را نوشتن از آن چیزی دید که تجربه کرده بود و شاید این دیدگاه امرسون را نیز به کار بست که نویسنده برای نوشتن به چیزی جز تجربه هایش نیازی ندارد. سارویان از تجربه هایش در دنیای مهاجران ارمنی نوشت. زندگی در پرورشگاه و سپس زندگی در محله فقیرنشین که پر بود از مهاجرانی سرگشته که گرچه با امید به این دنیای نو به آنجا قدم گذاشته بودند، هنوز زمان زیادی پیش رو داشتند که روی خوب سکه را هم ببینند.
اما سارویان صرفا به تجربه ها اکتفا نکرد. او به مطالعه روی آورد، از ادبیات کلاسیک تا مجله های آوانگارد و پیش روی زمانه خود. همین رویکرد و تلاش فراوان بود که در 1937 تنها سه سال پس از انتشار نمایشنامه دلیر مرد جوان برطناب بندبازی موجب شد تا مجله فرانسوی-انگلیسی بوستر که در پاریس منتشر می شد، نام او را در کنار نام هنری میلر جای دهد و پس از آن نام او به دیگر مجلات آوانگارد آن دوران راه یابد.
ویلیام سارویان به واسطه داستان های کوتاهش بود که توانست صدای متمایز و خاص خود را به ثبت برساند: آمیزه ای از جدیت، اخلاق گرایی، بذله گویی و عصبانی که آشتی را جستجو می کرد. او در رمان ها و نمایشنامه هایش فاصله را می جست تا به واسطه آن بتواند به درک تضادی که رویا را از واقعیت جدا می کرد، برسد. سارویان در نوشته هایی که از او به منزله زندگینامه خودنوشت، باقی مانده‌، حاصل تلاش و جستجوی خود را جسورانه به نمایش می گذارد.

اخبار مرتبط

  • محمد حسنین هیکل درگذشت
    محمد حسنین هیکل درگذشت

    محمد حسنین هیکل نویسنده مشهور مصر و جهان عرب درگذشت.
    به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از الیوم السابع، محمد حسنین هیکل نویسنده برجسته مصری پس از یک دوره بیماری در سن ۹۲ سالگی درگذشت.

  • دومین همایش نمایشنامه ‌نویسان ارمنستان در تهران
    دومین همایش نمایشنامه ‌نویسان ارمنستان در تهران

    از سه شنبه 1394.6.3 تا 1394.6.10 گروهی از نمایشنامه ‌نویسان ارمنستان در تهران حضور دارند.
    گروه در روز چهارشنبه 1394.6.4 نشست مطبوعاتی داشت.

  • همایش نمایشنامه ‌نویسان ارمنستان در تهران برگزار می‌ شود
    همایش نمایشنامه ‌نویسان ارمنستان در تهران برگزار می‌ شود

    به گزارش خبرنگار ایلنا، بهزاد صدیقی (رئیس هیات مدیره کانون نمایشنامه‌ نویسان خانه تئاتر) درباره برنامه‌ های آتی این مجموعه در سال جدید اظهار کرد: طبق تفاهم‌ های صورت گرفته با آقای شفیعی (مدیرکل مرکز هنرهای نمایشی) مقرر شد نخستین همایش نمایشنامه‌ نویسان کشور ارمنستان در تهران را ‌همزمان با جشنواره نمایش‌ های آیینی سنتی برگزار کنیم. این همایش در ادامه تفاهم‌ نامه سه سال قبل کانون نمایشنامه‌ نویسان خانه تئاتر ایران و ارمنستان اجرا خواهد شد.

  • ایرج راد: 12 نمایشنامه از هنرمندان ارمنی منتشر می شود
    ایرج راد: 12 نمایشنامه از هنرمندان ارمنی منتشر می شود

    ایرج راد، مدیرعامل خانه تئاتر تاکید می کند که در حال حاضر 12 نمایشنامه را آماده چاپ دارند. این متون نمایش از زبان ارمنی به فارسی ترجمه و قرار است با کمک یک انتشاراتی و پرداخت بخشی از هزینه های چاپ توسط خانه تئاتر منتشر شود.

  • گزارشی پیرامون هنر تئاتر در ارمنستان - قلب تئاتر در شهر کوچک
    گزارشی پیرامون هنر تئاتر در ارمنستان - قلب تئاتر در شهر کوچک

    کشور ارمنستان اگر چه چندان وسعت جغرافیایی ندارد، اما به لحاظ فرهنگی و در حوزه های مختلف هنری آن چنان مهم و تاثیر گذار بوده و هست که به هیچ وجه نمی توان از کنار آن به سادگی گذر کرد و از تاثیرات هنری که بر منطقه و به ویژه کشورهای همسایه اش گذاشته است، چشم پوشید.

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։