فا

سیاست

دوشنبه, 04 دی 1396 14:58

کارن خانلری در گفتگو با نوآوران: فرهنگ مردم آرتساخ با باکو متفاوت است

جمهوری آرتساخ یا قره‌باغ از کشورهای مستقل با فرهنگی منحصر به فرد در جنوب قفقاز است، این کشور حدود 30 کلیومتر با ایران مرز مشترک دارد، دارای جاذبه‌های طبیعی و گردشگری خاصی است، اما آنچه بر جذابیت این منطقه اضافه می‌کند، فرهنگ باستانی مردم ارامنه ساکن است.

جمهوری آرتساخ یا قره‌باغ از کشورهای مستقل با فرهنگی منحصر به فرد در جنوب قفقاز است، این کشور حدود 30 کلیومتر با ایران مرز مشترک دارد، دارای جاذبه‌های طبیعی و گردشگری خاصی است، اما آنچه بر جذابیت این منطقه اضافه می‌کند، فرهنگ باستانی مردم ارامنه ساکن است. منطقه آرتساخ یکی از غنی‌ترین مناطق سرزمین ارمنستان از نظر وجود بناها و اماکن مذهبی است. در بخش‌های مرکزی و مناطق دیگر در طی سده‌های میانه بدون وقفه در زمینه‌های تعلیم، تحصیل، نگارش و انتشار ادبیات مذهبی و زبان و فرهنگ ارمنی بسیار فعال بوده‌اند و به این خاطر این منطقه مکان فضاهای هنری و تاریخی زیاد است. دراین‌باره با دکتر کارن خانلری، تاریخ‌دان و نماینده ارامنه تهران و شمال کشور در مجلس شورای اسلامی گفت‌وگویی مکتوب انجام دادیم که در پی می‌خوانید: 

آقای دکتر ایرانیان و ارامنه علقه‌های فرهنگی مشترکی دارند و به جرئت می‌توان گفت که از نظر فرهنگی جزئی از همدیگرند، چرا؟ ریشه‌های همبستگی تاریخی و فرهنگی ایرانیان و ارامنه در کجاست؟

ملت ارمنی از خانواده آریایی هستند که بنا به شواهد و مدارک تاریخی درحدود پانزده قرن پیش از میلاد مسیح از مناطق آسیای مرکزی به  دامنه‌های سلسله‌جبال قفقاز آمدند. مردم ایران و ارمنستان بیش از 4 هزار سال است که با هم همسایه‌ هستند و طبعا توانسته‌اند تبادلات فرهنگی و اجتماعی مشترکی داشته باشند. هیچ قوم و ملتی به اندازه ارمنیان به ایرانیان نزدیک نیست. اولین مآخذی که درباره روابط ایران و ارمنستان مشاهده شده است سنگ‌ نبشته بیستون می‌باشد. گزنفون مطالبی پیرامون روابط حسنه تیگران یرواندونی پادشاه ارمنستان با کوروش بزرگ ارائه کرده است. در دربار هخامنشیان، ارمنیان از امتیازات جداگانه‌ای برخوردار بودند. از سوی دیگر در دوران مدرن ارامنه بر موسیقی، هنر نقاشی و نیز تئاتر ایرانیان تاثیر زیادی داشته اند و از این طریق این دو ملت به همدیگر پیروند خورده‌اند. به طور کلی ریشه‌های عمیق روابط تاریخی، فرهنگی و رفتاری چنان در عمق جان دو ملت ریشه دوانیده که فقط می‌توان آن را به یک روح در دو تن تشبیه کرد. 

با توجه به اینکه ایرانیان و ارامنه از یک گروه زبانی (هندواروپایی) هستند، آیا میتوان این شباهت را در ادبیات قومی دو مردم هم جست‌وجو کرد؟

بله، زبان ارمنی یکی از شاخه‌های مستقل زبان هند و اروپایی است که با زبان فارسی روابط خویشاوندی نزدیک دارد، به روزگار اشکانیان، ایرانیان و ارمنیان به راحتی زبان یکدیگر را درک می‌کردند. داستان‌ها و افسانه‌های ایرانی و ارمنی شباهت بسیار به هم دارند و از یکدیگر متاثر گردیده‌اند. پژوهشگرانی که به مطالعه زبان ارمنی پرداخته‌اند و با تعداد بیشماری از واژه‌های پارسی در زبان ارمنی برخورد کرده‌اند. 

به چند نمونه از مشترکان فرهنگی ارامنه و ایرانیان اشاره می‌فرمایید؟

مثلا از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن آتش افروزی است که ایرانیان آن را جشن سده، و ارامنه دیارندآراج می‌نامند.  این جشن از جشن‌های خاص اقوام آریایی است که از دیرباز به ما رسیده است. در این روز شمع یا فانوس را از بوته‌های کلیسا روشن کرده به خانه می‌برند و هر خانواده در حیاط خانه خود بوته‌هایی قرار می‌دهد، با شعله‌ای که از کلیسا آورده‌اند بوته‌ها را آتش می‌زنند و سپس از روی آتش می‌پرند. یکی از کهن‌ترین جشن‌های مشترک اقوام آریایی جشن ناواسارد یا نوسرد است، در این جشن هم جشن پادشاهان، درباریان و تمامی طبقات شرکت می‌کردند و مراسم جشن از شکوه و جلال خاصی برخوردار بود. در جشن ناواسارد مسابقات ورزشی مانند: اسب دوانی، ارابه رانی و دویدن ترتیب داده می‌شد، شعرا سروده‌های خود را می‌خواندند و نوازندگان آهنگ‌هایی را که ساخته بودند، می‌نواختند.

جشن‌های مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن تیرگان یا آب پاشی است که در ارمنی به آن وارتاوار می گویند.جشن تیرگان یا وارتاوار در فصل تابستان برگزار می‌شود و در این جشن ارامنه به یکدیگر آب می پاشند، کبوتر پرانی می‌کنند. به نظر می‌رسد که جشن آب پاشی از جشن‌های خاص اقوام آریایی است. 

جناب خانلری ایرانیان همیشه حس توام با دوستی با ارامنه داخل داشته اند، و همیشه به نیکی یاد می‌کنند، حتما هموطنانی که به ایروان سفر می‌کنند، متوجه رفتار توام با محبت ارامنه با ایرانیان شدند، چرا اینگونه است؟

ارامنه در میان ایرانیان از یک جایگاه ویژه برخوردارند و تأثیرات آنها در هنرهای مختلف مانند معماری و موسیقی و آداب و رسوم اجتماعی کاملاً ملموس است و مردم ایران از ارامنه خاطرات خوبی دارند، همین نگاه متقابلاً از طرف ارامنه نسبت به ایران و ایرانیان وجود دارد. ایران چه زمانی که ارمنستان جزیی از خاک ایران بود و چه زمانی که این دو کشور در دو مرز جغرافیایی مجزا تجلی پیدا کردند و در کنار همدیگر زندگی می‌کنند، همواره از استقلال و از هویت قوم ارمنی دفاع کرده و قومیت این قوم را محترم شمرده و به بقای آن کمک کرده است؛ برخلاف خیلی از قدرت‌ها یا کشورهای دیگر که در پاره‌ای از موارد تاریخی تلاش کردند که قومیت ارمنی را تحت فشار قرار بدهند و ترکیب جمعیتی آن را عوض و سرزمین‌هایی که متعلق به آنها بوده را به نوعی تصرف کنند.

 

آقای دکتر به منطقه شرق ارمنستان بپردازیم، آرتساخ! تا آنجا که اطلاع دارم این منطقه از نظر فرهنگی و تاریخی از بسیاری از مناطق مشابه غنی تر است، چرا؟

تیگراناکرت آرتساخ یک شهر باستانی ارمنی است که قدمت آن به دوره عصر هلنیستی بازمی‌گردد. شهر باستانی تیگراناکرت آرتساخ یکی از آن چهار شهر همنامی است که در قرن اول پیش از میلاد توسط پادشاه تیگران بزرگ ساخته شده است. شهر تیگراناکرت در سال ۲۰۰۵ کشف شد. آن بر دامنه کوهی به نام «وانکاسار» در نزدیکی استان مارتاکرت (مارداکرت) قرار دارد. موسس خورنی از این تیگراناکرت نام برده است. بعد از فروپاشی شوروی خیلی از اقوام و ملت ها مثل تاجیک ها، ازبک ها،گرجی ها، قزاق ها و ... جدا شدند. مردم آرتساخ که ارمنی بودند، از این فرصت استفاده کرده و اعلام استقلال کردند. این اعلام استقلال هم به دلیل کشتارهای کمونیست های باکویی از ارامنه بود که مردم مسلح شدند و جنگ بین مردم آرتساخ و جمهوری آذربایجان و ارامنه بیشتر شد. 

درمورد ریشه های درگیری باکو با ارمنستان هم توضیح بفرمایید، آیا می‌توان گفت اقدامات باکو علیه ارامنه ادامه سیاست های پان ترکیستی خلافت عثمانی است؟

طی سیزدهم الی نوزدهم ژانویه 1990م، میلیشیای جبهه ملی باکو ماورای ارس، با کسب اجازه از مسئولان مملکتی، کشتار اهالی ارمنی آذربایجان را بار دیگر تدارک دیدند. کشتار ارمنیان، مصادره اموال آنها و دیگر اقدامات وحشیانه باکو درست در مقابل چشمان نیروهای دولتی، انتظامی و ارتش شوروی و بدون دخالت و ممانعت آنان صورت پذیرفت. مسئولان روسی تنها هنگامی که متوجه کودتای نخبگان پان تورکیست باکو شدند، نیروهای خود را وارد شهر کرده و حکومت نظامی اعلام کردند. این وضعیت (حکومت نظامی) بدون هیچ دلیل موجهی در قراباغ نیز اعمال شد. 

این سیاست ها از کجا نشئت گرفت؟

ببینید، ما در قفقاز جنوبی یک استان ایرانی داشتیم به نام آران و شروان که ایرانی بودند و حکومت های ایرانی چون شروان شاهان بر این منطقه فرمانروایی می کردند. به مروز نخبگان پان تورکیست به این فکر افتادند در اثر رابطه های فکری که با نخبگان عثمانی داشتند، به فکر تاریخ سازی افتادند و برای اینکه به ایران ضربه بزنند، اسم منطقه آران را که زادگاه نظامی گنجوی و خافانی شروانی بود، آذربایجان گذاشتند  که با شعار آذربایجان شمالی-جنوبی به ایران ضربه بزنند و بدین گونه کمونیست ها و عثمانی‌ها، پان ترکیسم را به ذهن نخبگان آنجا تزریق کردند. 

پس سیاست‌های فرهنگی باکو در قبال ارامنه و تالش ها ادامه سیاست عثمانی هاست؟

بله، بخشی از این اقدامات هم حاصل الگوگیری از عثمانی هاست. عثمانی ها بارها اهالی خوی و تبریز را کشتار کردند و همین طور در منطقه ای که امروز لبنان خوانده می شود، به کشتار چهل هزار شیعه مذهب دست زدند. سیاستمداران باکو نیز اقداماتی در پیش گرفته اند که ریشه در سیاست های خلافت عثمانی دارد و آن ها هم می خواهند ضد ایران و ارمنستان دست به اقداماتی بزنند. حکومت عثمانی سرزمین های ارمنستان غربی را از وجود آشوریان و ارامنه پاک کردند و نسل کشی کردند و این سیاست در جمهوری باکو هم ادامه سیاست های قومی خلافت عثمانی است. 

برخی از تحلیل گران از واکنش تالش ها،تات ها، لزگی ها با سیاست های فرهنگی باکو گفتند و چند وقت پیش هم تظاهرات بزرگ شیعیان در منطقه لنکران،امنیت ملی این کشور را با چالش مواجه کرد. شما این را چگونه می بینید؟

دولت باکو به یکسان سازی فرهنگی و نابودی هویت کردها، ارمنی ها، لزگی ها، تات ها و تالش ها اقدام کرد و سعی دارد با یک هویت تاریخی جعلی همه شهروندان را متحد کند، در حالی که این امر با واقعیت منطبق نیست. به شیعه ستیزی دست می زند و با کسانی که هویت مذهبی دارند برخورد مناسبی ندارد. جمهوری باکو در میان ایرانیان و استان های شمالی ما هم به تبلیغات می پردازد ولی با واکنش اهالی آذربایجان مواجه شده و اهالی تبریز با اقدامات باکویی ها مخالفت می کنند. 

در این بین رابطه ترکیه با ارمنستان به چه دلیل خصمانه است؟

دلیل آن وقوع نسل‌کشی ارامنه توسط دولت ترکان جوان در دهه 1910 میلادی است که به آوارگی ارامنه از شرق ترکیه فعلی به کشور ارمنستان و منطقه قره‌باغ انجامید. بواسطه آن رخداد، روابط ترکیه با ارمنستان مخدوش شده و از آنجا که ارمنی‌های قره‌باغ مورد حمایت ارمنستان قرار گرفته‌اند، دولت ترکیه حمایت خود از دولت آذربایجان در منازعه قره‌باغ را رسماً اعلام کرده است. 

رابطه سیاسی ایران و ارمنستان به چه صورت بوده؟

به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دگرگونی در ساختار کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی و استقلال این کشورها فرصتی برای دو کشور همسایه ایران و ارمنستان پدید آمد تا پیوندهای دیرینه خود را مستحکم کنند. از آغاز برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور، به دلیل سابقه تاریخی و روابط دیرین و همچنین اشتراکات فرهنگی ـ ادبی و هنری، این ارتباط همواره از روند صعودی برخوردار بوده است. ارمنستان هم سیاست خود در قبال ایران را بر حسن همجواری و نوعی اتحاد گذاشته و ما می‌بینیم که در قضایای هسته‌ای و تحریم ها به کمک ایران آمده، در این مورد عامل ترانزیتی ارمنستان به کمک آمده و ما شاهد رابطه خوبی بین این دو ملت هستیم، ما و ارمنستان در سطح انرژی و ارتباطات ارتباطات خیلی خوبی را داریم.

روح‌الله قیطاسی

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։