فا

سیاست

دوشنبه, 02 بهمن 1396 10:45

گزارش جلسه سخنرانی با موضوع: موازنه‌‌گرایی متقارن در سیاست خارجی ترکیه؛ عبور از نقطه صفر

 

دوشنبه بیست و پنجم دی ماه 1396، چهارمین جلسه سخنرانی از سری نشستهای ماهانه موسسه ترجمه و تحقیق هور در سالن اجتماعات این موسسه برگزار گردید.

 

دوشنبه بیست و پنجم دی ماه 1396، چهارمین جلسه سخنرانی از سری نشستهای ماهانه موسسه ترجمه و تحقیق هور در سالن اجتماعات این موسسه برگزار گردید.

 

در این جلسه که تحت عنوان «موازنه گرایی متقارن در سیاست خارجی ترکیه؛ عبور از نقطه صفر» برگزار شد دکتر ابراهیم متقی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و دکتر فاطمه نکولعل آزاد پژوهشگر روابط بینالملل به ایراد سخنرانی پرداختند.

 

 در ابتدای جلسه دکتر ابراهیم متقی پشت تریبون قرار گرفته و گفت: صحبت امشب ما حاصل مباحثی است که اساس کتاب «موازنهگرایی متقارن در سیاست خارجی ترکیه عبور از نقطه صفر» را تشکیل میدهد. سیاست خارجی ترکیه برای ایرانیها وگروههای مختلف از جهاتی حائز اهمیت است. این سیاست در وهله نخست از جهت دفاعی و نظامی اهمیت دارد، زیرا هر دو کشور در حوزه پیرامونی خود تابع سیستم خاورمیانه قرار میگیرند. کشورهایی که در حوزه پیرامونی یک سیستم تابع قرار میگیرند ممکن است در یک دوران روابط همکارانه، در یک دوره روابط رقابتی و یا در یک دوره در فضای تعارض با یکدیگر قرار بگیرند.

 

ایران و ترکیه در 50 سال گذشته هر سه این تعامل را تجربه کردهاند. در چارچوب پیمان سنتو کنار هم بودند و ایران حلقه اتصالی ناتو با پاکستان و پاکستان با پیمان سیتو بوده است.

 

 دکتر متقی در ادامه به ناسیونالیسم ترکی، ایرانی و عربی و تمایزات آن اشاره کرده و گفت: ترکیه در یک انحراف ژئوپلتیکی قرار دارد و اردوغان قصد دارد این انحراف را ترمیم کند. بنده ترکیه را نه در قالب اسلام گرایی بلکه در قالب ناسیونالیسم ترکی قرار میدهم. برای مثال ایران ناسیونالیسم ترکیبی مذهب شیعه و ناسیونالیسم ایرانی دارد و مبنای آن پیوندهای تاریخی کهنی است که از قرنهای گذشته وجود داشته و یکی از دلایل تعارض و تضادهای ما با جهان عرب را شکل میدهد.

 

جهان عرب هم به لحاظ نژادی سامی است و هم به لحاظ قالبهای مذهبی عربی با ایران تمایز دارد، همین دلایل است که باعث برجسته تر شدن ناسیونالیسم میشود. اتفاقاً ما امروز در دورانی به سر میبریم که ناسیونالیسم جدیدی از نوع عرب، ایرانی و ترکی ظهور پیدا کرده است. اما در آن سوء و در اروپا ما چنین چیزی نمیبینیم و ناسیونالیسم اروپایی کاری به هویت اروپایی ندارد و ما بصورت واگرایی دار که نمونه آن بحثهای ترزا می نخست وزیر بریتانیا است شاهد هستیم. کشورهای آلمان و فرانسه تلاش بسیاری انجام میدهند تا هویت اروپایی را زنده نگه دارند ولی هیچ گاه اروپا در قالب ناسیونالیسم اروپایی معنا پیدا نکرده. در حالی که در آن سوء ترامپ نماد ناسیونالیسم آمریکایی است.

 

 دکتر ابراهیم متقی با اشاره به سیاستهای امروز ترکیه نیز گفت: ترکیه امروز در قالب خلافت گذشته عثمانی، خودش را بازتولید میکند و این همان دلیلی است که از داعش حمایت کرد. احمد داوود اغلو میخواست مشکلات ترکیه با همسایگانش را به صفر برساند و بحثی که در این کتاب مطرح است عبور از نقطه صفر است یعنی این که ترکیه توانایی به صفر رساندن مشکلات را ندارد. پیشینه و ژئوپلیتیک و نوع انگارههای ذهنی ترکیه و نوع روابطش با ایران-جهان عرب-مصر-اسرائیل و جهان غرب بصورتی است که نمیتواند مشکلات را به صفر برساند در نتیجه شاهدیم که ناسیونالیسم امروز ترکیه ماهیت تهاجمی پیدا کرده است. ترکیه نمیتواند در یک فضای تعادلی در منطقه قرار بگیرد. رویکرد ترکیه در منطقه رویکردی روبه جلو تعریف شده و اقداماتی که در ارتباط با ایران و کشورهای منطقه ترکستان بزرگ انجام میدهد این نکته را مشخص میکند.

 

مهمترین چالشهای امروز ترکیه اقتصاد و مسئله کردی است، که در هر دو این مولفهها میزان سرعت ترکیه برای عبور از نقطه صفر را معنا میدهد.از طرف دیگر نگاه اتحادیه اروپا نسبت به ترکیه یک نگاه کنترلی است. از این رو ترکیه در چارچوب سیاست خارجی، به خودش حق دخالت در عراق-سوریه و لبنان را میدهد زیرا همه این کشورها را بخشهایی از امپراطوری عثمانی خود قلمداد میکند.

 

 دکتر ابراهیم متقی در انتهای سخنان خود به رویکرد ایران و ترکیه نسبت به یکدیگر اشاره کرده و گفت: نگاهی که ترکیه به ایران دارد نگاه اقتصادی است در حالی که ایران به ترکیه نگاه امنیتی دارد و نگاه اقتصادی ترکیه به ایران همراه با نوعی انعطاف پذیری است زیرا ایران بازار خوبی برای ترکیه محسوب میشود.

 

 در قسمت دوم جلسه دکتر فاطمه نکولعل آزاد پشت تریبون قرار گرفته و گفت: کتاب حاضر با عنوان «موازنهگرایی متقارن در سیاست خارجی ترکیه؛ عبور از نقطه صفر» که توسط دکتر ابراهیم متقی و اینجانب به نگارش درآمده است، این نکته را به ذهن متبادر میسازد که ترکیه تنها کشوری در خاورمیانه میباشد که از یک سو تلاش دارد تا زمینههای لازم برای موازنهگرایی در خاورمیانه را در دستور کار خود قرار دهد و از سوی دیگر، چنین راهبردی را در حوزه اتحادیه اروپا پیگیری کند. تحقق چنین اهدافی برای ترکیه نیازمند بهرهگیری از الگوهایی میباشد که زمینههای لازم برای توازن دوسویه را بوجود آورد. لذا سوال اصلی که این کتاب مطرح میکند این است که راهبرد سیاست خارجی ترکیه در دوران حزب عدالت و توسعه بهرهگیری از چه رویکردهایی بوده است و بر همین اساس فرضیه کتاب نیز مبتنی بر گذار از موازنهگرایی راهبردی ترکیه، معطوف به گسترش الگوی تعامل، همکاری ـ رقابت بر اساس ضرورتهای سیاست بینالملل و نیازهای راهبردی ترکیه در پیمانهای منطقهای و جهانی میباشد.

 

دکتر فاطمه نکولعل آزاد در خصوص نقش سیاست خارجی ترکیه پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه گفت: با روی کارآمدن حزب اسلامگرای عدالت و توسعه از سال 2002، بهنظر میرسد که عصرجدیدی در حیات سیاسی ترکیه آغاز شده است. رقابت، تعارض و چالش‌‌های ژئوپلیتیکی بهعنوان واقعیت راهبردی خاورمیانه محسوب شده و الگوی به حداقلرساندن تضادها بدون توجه به مؤلفه‌‌هایی همانند مشارکت در رقابت ژئوپلیتیکی- همان گونه‌‌ای که در سوریه شکل گرفته است- بهدست نمیآید. ترکیه برای ایفای نقش منطقه‌‌ای نیازمند استفاده از الگوی مبتنی بر موازنه‌‌گرایی راهبردی است. در واقع موازنه‌‌گرایی مربوط به شرایطی است که زمینه‌‌های لازم برای ایجاد تعادل در منافع و حوزه نفوذ بین بازیگران اصلی سیاست بین‌‌الملل به وجود آید. روندهای تاریخی جنگ اول و دوم جهانی به تغییر بنیادین در سیاست امنیتی و راهبردی ترکیه منجر شد. کارکرد خلافت در امپراتوری عثمانی در سال 1922 پایان یافت و ترک‌‌های جوان موقعیت سیاسی کشور خود را براساس «ترکیه» سازماندهی کردند.

 

این پژوهشگر روابط بین الملل درباره موازنه‌‌گرایی در سیاست خارجی ترکیه گفت: رویکردهای متفاوتی درباره موازنه گرایی ترکیه ارائه شده است. «گراهام فولر» را می‌‌توان اولین نظریه‌‌پرداز عصر جدید دانست که جایگاه ترکیه در نظام امنیت منطقه‌‌ای را تبیین می‌‌کند. نظریه‌‌پردازان دیگری همانند «دانیل لرنر» نیز تلاش کردند تا نقش ژئوپلیتیکی و راهبردی ترکیه را در ساختار امنیتی جدید نشان دهند. داود اوغلو معمار سیاست خارجی ترکیه نوین در کتاب «عمق راهبردی» چگونگی تعامل ترکیه با بازیگران منطقه‌‌ای را به خوبی تبیین کرده است. احمد داوود اغلو سیاست موازنه گرایی ترکیه را تحت تأثیر رویکرد سلطان عبدالحمید دوم در قالب دیپلماسی «منعطف و ظریف» مورد استفاده قرار داده است. بر اساس نظریه عمق استراتژیک که داوود اوغلو مطرح کرد، ترکیه دارای پیشینه تاریخیای بوده که آن را در غالب امپراطوری عثمانی تعریف میکرد. همچنین با توجه به عمق راهبردی، ترکیه پلی میان شرق و غرب محسوب میشد که میتوانست نقش مرکزی را ایفا کند.بر همین اساس داوود اغلو کشورهای خاورمیانه را به سه دسته یعنی اول کشورهای عایق که در حاشیه منطقه امنیتی قرار میگیرند مثل «پاکستان وافغانستان» دوم کشورهای مشارکت گرا که همه به یک میزان نمیتوانند نقش آفرینی کنند مثل «ایران، عربستان و مصر» و دسته سوم کشورهای نفوذ گر مثل ترکیه تقسیم کرد.

 

 دکتر نکولعل در خصوص عبور از نقطه صفر در سیاست خارجی ترکیه نیز گفت: نشانههای گذار از موازنهگرایی را میتوان در ادبیات و رویکرد رجب طیب اردوغان و در روند دخالت راهبردی در سوریه مشاهده کرد. مؤلفههای هویتی محور اصلی شکلگیری چنین فرایندی هستند. از آنجایی که حزب عدالت و توسعه با اخوان‏المسلمین خلافت‏گرا پیوندهای ایدئولوژیک پیدا کرده، بر سازوکارهای مربوط به نقش‏یابی سیاسی و امنیتی ترکیه در خاورمیانه تأثیر شایان توجهی بهجا گذاشته است. ارزیابی جدید از عناصر قدرت و نقش سیاسی ترکیه مربوط به دورانی است که کارگزاران حزب عدالت و توسعه تلاش داشتند تا الگوی جدیدی از نوعثمان‌‌گرایی را در ساختار و اهداف راهبردی سیاست منطقه‏ای ترکیه پیگیری کنند.

 

همانطور که عرض کردم، سیاست خارجی ترکیه در ابتدا در تلاش برای به صفر رساندن تنشها با همسایگان خود بود که به دلیل بحران موجود در خاورمیانه، ترکیه نتوانست آن را مدیریت کند و در نهایت منجر به پیچیدهتر شدن و گاه نیز ایجاد تنشهای جدید در منطقه شد. بر همین اساس در ارمنستان تنشها به صفر نرسید. حتی جایگاه خود را در مصر از دست داد. در سوریه نه تنها موفق نبود بلکه در سال‌های اول بحران وارد چالش جدی شد. حتی با ایران در مواردی با مشکلاتی مواجه شد اما بر اساس عقلانیت حاکم میان نخبگان سیاسی این کشور و با توجه تجربه تاریخی، سعی کرد با وجود رقابت های منطقهای، روابط با ایران را حفظ کند. درواقع علت آن که حزب عدالت و توسعه در اتخاذ راهبرد موازنهگرایی سیاست خارجی خود شکست خورد این نکته بود که با وجود این که ایران همواره بخشی از نیروی موارنه دهنده اهداف سیاست خارجی ترکیه محسوب میشد اما آن ها نتوانستند الگوی تعامل با کشورهایی نظیر ایران را به اجرا گذاشته و به عبارتی نادیده گرفتند. از طرف دیگر با کشورهایی نظیر فرانسه، آمریکا، انگلستان و عربستان همسوتر شدند.که چنین فرایندی منجر به نادیده گرفتن ضرورتهای توازن برای موازنه گردید. همچنین ترکیه الگوی حمایت از نیروهای چند ملیتی به مفهوم حمایت از شورش در حال بحران سیاسی کشورهای منطقهای را در پیش گرفت که هزینه های زیادی برای ترکیه در خاورمیانه در بر داشت.

 

در ادامه این پژوهشگر روابط بینالملل با اشاره به گفتمان مورد نظر احمد داود اغلو گفت: گفتمان مورد نظر داوود اوغلو دیپلماسی «منعطف و ظریف» بود که با واقعیتهای ماکیاولیستی حاکم در دنیای سیاسی خاورمیانه سنخیت نداشت. ایراد استراتژی داوود اوغلو در این بود که وی پیچیدگی تحولات خاورمیانه، ورود بازیگران غیر قابل پیش بینی، عدم همراهی نظام بینالمللی و نداشتن ظرفیت لازم جهت بازسازی منطقه را نادیده گرفت و از طرف دیگر نگاه یکطرفه به رقبای منطقهای و تعارض بین الویت ترکیه در برخورد با مسئله کردها را در معادلات سیاسی ترکیه به حساب نیاورد که در نهایت منجر به شکست سیاسی او شد.

 

در پایان خانم دکتر فاطمه نکولعل آزاد ضمن تشکر و قدردانی از موسسه ترجمه و تحقیق هور جهت برگزاری این نشست، از اساتید بزرگوار، پژوهشگران که در این جلسه حضور بهم رساندند مراتب قدردانی و سپاس خود را اعلام کردند.

روابط عمومی موسسه ترجمه و تحقیق هور

 

 

 

 

 

 

 

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։