فا

اجتماعی

پنج شنبه, 16 مهر 1394 12:55

افق - آرسن میناسیان بزرگ مردی که در حق او کم لطفیم

آرسن بدون توجه به قومیّت و دین، یاری رسان همه آحاد ملت بود. او اولین داروخانه شبانه روزی ایران را بنیان نهاد و اولین آسایشگاه سالمندان و معلولین ایران را با همیاری مرحوم آیت الله ضیابری، مرحوم استقامت و پیشنهاد دکتر حکیم زاده پایه گذاری کرد.

پیشنهاد ساخت مجسمه، چاپ تمبر یادبود، نام گذاری خیابان یا میدانی در رشت

ایساک یونانسیان


اوایل قرن بیستم دنیا شاهد تولد زنی بود (1910 م) که مادر ترزا نام گرفت، جایزه صلح نوبل را به خود اختصاص داد و بعدها از سوی کلیسای کاتولیک و واتیکان، بواسطه نیکوکاری هایش به درجه قدیس نایل شد، دنیا قدر و منزلت او را دانست، مجسمه اش ساخته شد، خیابان و میدان به نام او زدند و سینما نیز به نوبه خود او را فراموش نکرد، امّا در همان زمان و بفاصله تنها چهار سال (1906 م.) مردی در گوشه ای دیگر از دنیا یعنی ایران و شهر رشت پای بر عرصه حیات گذاشت، که در احسان و نیکوکاری دست کمی از مادر ترزا نداشت، و اگر دقیق تر به حیات او بنگریم شاید چیزی فراتر از مادر ترزا نیز بود، فراتر از آن لحاظ که وی مرزی برای نیکوکاری و خدمت به مردم ترسیم نکرد و مسیحی و مسلمان برای او فرقی نداشت. اما تفاوت چه بود، اگر مادر ترزا از سوی کلیسای واتیکان به لقب «قدیس» نایل گشت آرسن از سوی مردم عادی و مسلمانان قدر شناس گیلان ستایش شد و از سوی همان مردم به لقب «مسیح گیلان» مفتخر گشت.
اگر مادر ترزا در سن 36 سالگی وارد امور خیریه شد، آرسن از همان دوران کودکی و هنگامی که تنها 7 سال بیشتر نداشت، در اوج سرمای زمستان پالتوی سال نو خود را به کودکی که از سرما می لرزید بخشید. اگر مادر ترزا با حمایت های دولت هند و صلیب سرخ جهانی و کمک های سرشار مالی نهاد های بین المللی به امور خیریه پرداخت، آرسن تنها با اتکاء به ایمان و کمک های ناچیز مردم رشت به یاری مستمندان و فقیران شتافت.
آری می توان گفت آرسن فراتر از مادر ترزا بود.
آرسن بدون توجه به قومیّت و دین، یاری رسان همه آحاد ملت بود. او اولین داروخانه شبانه روزی ایران را بنیان نهاد و اولین آسایشگاه سالمندان و معلولین ایران را با همیاری مرحوم آیت الله ضیابری، مرحوم استقامت و پیشنهاد دکتر حکیم زاده پایه گذاری کرد. آرسن برای مردم گیلان، ایثار و جانفشانی را تا بدان حدّ رساند که هم از کوچک و بزرگ و از همه اقشار مردم بدان معترف و مقر هستند. او همه وقت خود و همه عایدات سرشار داروخانه کارون را در رشت صرف مردم بی پناه و کودکان یتیم، معلولان و پیرزنان و پیرمردان درمانده کرد. صدها دختر فقیر را با جهیزیه به خانه شوهر فرستاد و ضمانت صدها نفر را در دادگستری رشت نمود. در تمام آتش سوزی ها حاضر شد و به کمک آسیب دیدگان شتافت، او حتی سگ های ولگرد و آسیب دیده را نیز به آغوش می کشید و مداوا می کرد. وقتی او مرد چیزی جزء یک خانة استیجاری برای خانواده اش بر جای نگذاشت.
آری می توان گفت، آرسن فراتر از یک انسان بود.
مردم مسلمان رشت او را به عضویت شورای شهر انتخاب کردند و زمزمه بود که او را شهردار رشت برگزینند، اما آرسن که هدفش فراتر از پست و مقام بود زیر بار نرفت و حتی حاضر نشد در هیچ یک از مراسمی که برای تجلیل از او در نظر گرفته بودند شرکت کند، او تمامی فکرش را معطوف به خدمت مردم کرد.
تراب کمائی که از صاحب منصبان بازنشسته فرهنگ گیلان است در نشستی مربوط به آرسن می گوید: «زمانی که مسئولیت اردوی عمران ملی دختران رشت را عهده دار بودم روزی که قصد افتتاح نمازخانه مختص دختران اردوگاه را داشتیم آرسن با دختران علیلش و بصورت کاملاً اتفاقی به اردوگاه آمد. دختران از من خواستند، اجازه دهم نمازخانه را آرسن افتتاح کند من هم با شادمانی پذیرفتم و از او خواستم نمازخانه را افتتاح کند. وی با خوش روئی پذیرفت و در زمان بریدن نوار سه رنگ گفت: این نمازخانه را به نام الله و به نام مولا علی افتتاح می کنیم. پس از مراسم پرسیدم مسیو چرا نمازخانه را به نام الله و مسیح نگشودی، در جواب گفت: مسیح، علی، مهدی، موسی فرقی ندارد همه یکی هستند. این من و تو هستیم که آنها را از هم جدا کرده ایم، حرف همه آن ها این است که از خدا غافل نشویم».
بنابراین هدف از طرح مسایل مطروحه و مقایسه آرسن میناسیان با مادر ترزا، یادآوری نوع برخورد ما با بزرگان خود و برخورد جهانیان با نیکوکارانی چون مادر ترزا می باشد. به جرأت می توان گفت امروز تنها عده ای از مردم گیلان و آن هم تنها افراد سالخورده، آرسن را می شناسند و او را بیاد می آورند. در حالی که این مرد حق بزرگی بر گردن تک تک ما مردم ایران دارد. در آستانة صد و ده سالگی آرسن میناسیان، ساخت مجسمه وی، چاپ تمبر یادبود، نام گذاری خیابان یا میدانی در رشت و یا ساخت فیلمی سینمایی از زندگی او ناچیز ترین کاری است که ما در حق او بدهکاریم، از این رو یاد آوری و شناساندن وی به ایرانیان و جهانیان، می بایست در دستور کار دولتمردان ملّی و محلّی قرار بگیرد، زیرا معتقدم با یادآوری و شناساندن چنین افرادی است که می توانیم، نسل های آینده را به احسان و نیکوکاری سوق داده و ادّعا کنیم جامعه ای به دور از زشتی ها خواهیم داشت.
هم چنین شناساندن، یادآوری و قدرشناسی از افرادی چون آرسن میناسیان می تواند این پیام را بر جهانیان داشته باشد، که کشور عزیز ما ایران تنها کشوری است در دنیا که ادیان و اقلیّت ها خود را تافته جدا بافته از ملت بزرگ ایران ندانسته و برخلاف سایر کشورها، دارای همزیستی مسالمت آمیز با یکدیگر می باشند.
ما می توانیم و باید جهت بهتر شناساندن فرهنگ غنی نوع دوستی ایرانیان از این اسطوره ها استفاده کرده و البته قدرشناس باشیم.

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։