فا

اجتماعی

پنج شنبه, 16 مهر 1394 11:25

مرثیه یک شهر مسلمان برای آرسن مسیحی

بر مزارت همه گریان آرسن خاطرِ جمع پریشان، آرسن
در عزای تو مسیحی، گرید چشمِ یک شهرِ مسلمان، آرسن

 

بر مزارت همه گریان آرسن خاطرِ جمع پریشان، آرسن
در عزای تو مسیحی، گرید چشمِ یک شهرِ مسلمان، آرسن
مردمِ رشت، به یادِ تو عزیز اشک ریزند چو باران، آرسن
در نوانخانه معلولینت سقف می نالد و ایوان، آرسن
بی تو خاکستر غم می بارد از نگاهِ در و دربان، آرسن
از تو، این چشم براهان، پرسند از پرستار و نگهبان، آرسن
امشب آن خسته دل پیر و علیل گیرد آیا سر سامان،آرسن؟
امشب آن همه از جا رانده شده شود از لطفِ که، شادان آرسن
ما اگر صورت بر دیواریم تویی آیینه انسان، آرسن
از تو، شرمنده چرا مرگ نشد؟ ای سراپا همه ایمان، آرسن
خاک چون روی تو را می پوشید نشد از کرده پشیمان، آرسن؟
نفست چون دم عیسی مسیح دل تو خانه یزدان، آرسن
ای عزیزی که در آن سال سیاه سهمگین بود زمستان، آرسن
نیمه شب ها همه شب جای تو بود کلبه و کوی فقیران، آرسن
گرم از مهر تو هر خانه ای سرد هم دوا بودی و درمان، آرسن
روشن از روی تو ای دُرّ یتیم دیده تارِ یتیمان، آرسن
به عزایت نه منم مرثیه گو سنگ دارد دل نالان، آرسن
آفتابِ مَهِ فروردین شد تیره از ابرِ بهاران، آرسن
شام با زُلفِ پریشان نالد صبح به چاك گریبان،آرسن
خواند این یک، ز برایت انجیل و آن دگر سوره قرآن، آرسن
دل، چو دریای خزر بود ترا همّتت تختِ سلیمان، آرسن
نام نیکوی تو باشد جاوید نرود یادِ تو آسان، آرسن
آخرین بدرقه راه تو شد اشک گیلانی و گیلان آرسن

 

سیّد جعفر مهرداد

اخبار مرتبط

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։