فا

اجتماعی

یکشنبه, 12 آذر 1396 10:30

دهقان فداکار درگذشت

ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار)، در آذرماه ۱۳۴۱ شمسی، در سن سی و دو سالگی شب‌هنگام در حالی که در کنار ریل قطار حرکت می‌کرد، متوجّه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه شد. در آن هنگام برای نجات قطار و مسافران آن، کُت خود را آتش زد و به سمت قطار حرکت کرد و توانست باعث توقف قطار شود. به گفتهٔ او پس از توقّف قطار، مردم ناراضی از قطار پیاده شدند و او را کتک زدند. تا اینکه او آنها را متوجه خطری که در انتظار آنها بود؛ ساخت. پس از آنکه مسافرین با چشم خود ریزش کوه را دیدند به تشکر و عذرخواهی از او روی آوردند.

«آلیک» - ریزعلی خواجوی (دهقان فداکار) عصر روز گذشته پنجم آذرماه از شهر میانه به بیمارستان امام رضا (ع) تبریز انتقال یافت که در بدو ورود، در بخش آی. سی. یو این مرکز تحت مراقبت قرار گرفت.

وی که با علائم بیماری ذات‌الریه و کاهش هوشیاری در بخش آی. سی. یو این مرکز تحت مراقبت قرار گرفته بود درگذشت.

ازبرعلی حاجوی معروف به دهقان فداکار (زادهٔ ۵ اسفند ۱۳۰۹) شهرستان میانه آذربایجان، فردی است که داستانش سال‌هاست با عنوان «دهقان فداکار» در کتاب فارسی مدارس ایران چاپ می‌شود.

در آن زمان، روزنامه نگاران و تاریخ نگاران به اشتباه نام و نام خانوادگی وی را ریزعلی خواجوی ثبت کردند.

او در آذرماه ۱۳۴۱ شمسی، در سن سی و دو سالگی شب‌هنگام در حالی که در کنار ریل قطار حرکت می‌کرد، متوجّه مسدود شدن مسیر قطار به علت ریزش کوه شد. در آن هنگام برای نجات قطار و مسافران آن، کُت خود را آتش زد و به سمت قطار حرکت کرد و توانست باعث توقف قطار شود.

به گفتهٔ او پس از توقّف قطار، مردم ناراضی از قطار پیاده شدند و او را کتک زدند. تا اینکه او آنها را متوجه خطری که در انتظار آنها بود؛ ساخت. پس از آنکه مسافرین با چشم خود ریزش کوه را دیدند به تشکر و عذرخواهی از او روی آوردند.

در سال ۱۳۸۵ در سومین همایش اعطای تندیس ملی فداکاری از وی تجلیل شد و این تندیس به او اهدا شد. این مراسم در تالار علامه امینی دانشگاه تهران برگزار شد.

ماجرای دهقان فداکار یکبار در سال ۱۳۴۷ با روایتی مشابه دستمایهٔ فیلم مستندی به نام «اون شب که بارون اومد (حماسهٔ روستازادهٔ گرگانی)» به کارگردانی کامران شیردل قرار گرفت.

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։