فا

مسئله ارمنی

پنج شنبه, 20 فروردين 1394 11:25

سخنان مشاهیر جهان درباره جنایات ترکیه و نسل کشی ارمنیان

در خصوص کشتارهای صورت گرفته ارمنیان آن سال ها جیمز برایس، از دوستداران ملت ارمن، به عنوان پیش گفتار این کتاب گفته: آرنولد توین بی مشارکت فعالی در خلق کتاب آبی (1916، چاپ مجلس بریتانیا) داشت. مترجم «کتاب در خصوص شاهدان عینی قتل عام ارامنه می باشد» ترجمه کتاب «کشتار ارمنیان» آرنولد توین بی توسط هاکوپ طروسیان (بیروت 1975).
در ماهنامه شیراک (مارس، آوریل، جون) و همچنین گزیده های کوچکی نیز در کتاب "خاطرات فاجعه بزرگ" (بیروت 1965) و کتاب "کشتار ارمنیان در امپراطوری عثمانی" (ایروان 1991) به چاپ رسید.

پاورقی (5)
به مناسبت یکصدمین سالگرد نسل کشی ارمنیان
گزیده هایی از: کتاب سیاه

ترجمه: جان سن آقابابایان

 

آرنولد توین بی 1975–1889

مورخ، فیلسوف، پروفسور دانشگاه لندن (1955–1919)
پس از جنگ های اول و دوم جهانی به عنوان کارشناس در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرده است. (1946) (1920-1919)
کتاب دوازده جلدی «تفحص تاریخ» وی که در سال های (1961-1934) به چاپ رسید، توین بی را در زمره مشاهیر جهان قرار داد.
150409f10aوی با نگارش نظریه تفسیر تمدن ها اثر در خور توجه و در عین حال بحث برانگیزی را خلق نمود. توین بی در سال 1915 کتاب «وحشت ارمنیان – نابودی یک ملت» را به رشته تحریر در آورد. کتابی که بر اساس اسناد فراوان و نقل قول های شاهدان عینی به اوضاع جهنمی ارمنستان غربی در دوران عبد الحمید و ترکهای جوان می پردازد.
در خصوص کشتارهای صورت گرفته ارمنیان آن سال ها جیمز برایس، از دوستداران ملت ارمن، به عنوان پیش گفتار این کتاب گفته: آرنولد توین بی مشارکت فعالی در خلق کتاب آبی (1916، چاپ مجلس بریتانیا) داشت. مترجم «کتاب در خصوص شاهدان عینی قتل عام ارامنه می باشد» ترجمه کتاب «کشتار ارمنیان» آرنولد توین بی توسط هاکوپ طروسیان (بیروت 1975).
در ماهنامه شیراک (مارس، آوریل، جون) و همچنین گزیده های کوچکی نیز در کتاب "خاطرات فاجعه بزرگ" (بیروت 1965) و کتاب "کشتار ارمنیان در امپراطوری عثمانی" (ایروان 1991) به چاپ رسید.
با ترجمه کتاب این مورخ و فعال اجتماعی منبع بسیار ارزشمندی برای پژوهشگران و کارشناسان نسل کشی فراهم گردید.
در ادامه به گزیده ای از ترجمه هاکوپ طروسیان که به ارمنی شرقی برگردانده شده است می پردازیم.

ارمنستان قبل از کشتار
جنگ افسار گسیخته آلمان ها با نابودی کشورهائی همراه شد که مدت های بسیاری را روی جنگ به خود ندیده بودند. کشورهایی چون بلژیک صلح صلب و فرانسه موطن هنر. سرانجام این جنگ توانست زخم های کشورهایی را که تا آن زمان خسارات های هنگفتی را متحمل شده بودند را نیز آشفته سازد. لهستان در جستجوی شرایطی بود که تا قبل از 1914 وجود داشت، و مردمان جوامع بالکان، امید ایجاد اتحاد را هم از دست رفته می دیدند.
همچنین در شرق، در کانون داغ جنگ، ظلم و ستم سایه گسترانده بر ارمنستان ،به حد نهایی خود رسیده بود. ترکیه با سازماندهی و بی رحمی تمام و توسل به وحشیگری و خشونت و با اعمال غیر قابل باور سعی در نابودی همیشگی ارمنیان را داشت.
ارمنیانی که از قدیمی ترین ملتهای تاریخ ساکن در غرب آسیا بودند. مردمانی با خلاق ترین حضور در زمانه ما.
آنها بین دریای کاسپین (مازندران)، دریای سیاه و دریای مدیترانه در یک فلات مرتفع احاطه شده با قله های بلند زندگی می کنند.
کشاورزان ارمنی از زمان های بسیار دور یک زندگی فعال داشته اند که تا واپسین روزهای قبل از اولین جنگ جهانی ادامه داشت. قوی ترین پادشاهی تمدن ارمنستان اولین دولت روی کره زمین را برقرار کرد و به عنوان اولین کشوری که دین مسیحیت را به عنوان دین رسمی و دولتی خود اعلام کرد در این منطقه حکمرانی می کرد. در آنجا مردم و کلیسا در برترین خلاقیت های قوی اجتماعی آداب وسنن خود را در مقابل کثرت مهاجمان و غارتگران که یکی پس از دیگری این کشور را در می نوردیدند دفاع کرده اند.
اما در واپسین سده ها مردم ارمنستان روی پیشرفت و ارتقاء ندیده اند، چرا که در استان های شرقی امپراطوری عثمانی عثمانی ها همان گونه رفتار می کردند که کشورهای بالتیک را اداره می کردند.
تحت حکومت نا عادلانه عثمانی ها، کردها نیز همچون ارمنیان از قومیت های قدیمی منطقه بودند که به صورت خشن و رفتارهای خشونت طلب باقی مانده اند.
آنها (کردها) با ترک مناطق خود به طبیعت هجوم می آوردند و با ورود به مهد تمدن ارمنیان برای گله های خود دنبال مراتع می گردند و نسبت به ساکنان منطقه و آبادی های مرتب ومنظم آنان (ارمنیان) حسادت می ورزند. بدین سان ارمنیان دیگر صاحب آب و خاک خویش نبودند اما آنان با ایجاد هجرتگاه های جدید در خارج از مرزهای آبا و اجدادیشان خسارات خود را جبران می کردند، چرا که ارمنیان فقط روستائیانی قابل نبوده و افکار آنان در عرصه های سازندگی و هنری نیز فعال بود.
روستائیان خفته در دل کوه ها که تابع شرایط راهزنی و حملات کینه توزانه اقوام مهاجم بودند ناامید نمی شده و جهت نیل به دنیای متمدن مدارس خود را از نو می ساختند و فرزندان خود را تحت آموزش قرار می دادند.
ارمنیان مستعد تجارت نیز به فعالیت خود می پرداختند و آنچه را که یهودیان در اروپا و یونانیان در شرق انجام می دادند آنها در اعماق عثمانی انجام داده و نقش صنعت گران منطقه را نیز ادا نموده و آغازگر جریانات کارگری نیز بشمار می رفتند.
نواحی سوریه و شهرهای بزرگ آناتولی هشت ماه پیش (قبل از شعله ور شدن جنگ) دارای محله های ارمنی نشین پیشرفته و پرجمعیت بودند که مراکز خلاقیت و تجارت و سخن سرایی عثمانی محسوب می شدند. آنها دارای روابط محورگونه تجاری با قسطنطنیه و اروپا بودند.
در قسطنطنیه جمعیت ارمنیان به 200/000 نفر رسیده بود. این مقدار تقریباً برابر با جمعیت ارمنیان در پایتخت قفقازی روسیه در تفلیس بود.
"پایتخت قفقاز" با زندگی و رشد اقتصادی این مردم به موطن دوم ارمنیان تبدیل شده بود. پیشوای مذهبی یا رهبر دینی کلیسای ارمنی ساکن اجمیازین بود که در آن زمان "ارمنستان روسیه" نامیده می شد. بیش از 700/000 ارمنی ساکن آن منطقه بودند. 6 ماه قبل آنها در برابر ارمنیان ساکن ارمنستان غربی، در مناطق شرق فرات و شمال دجله (امپراطوری عثمانی)، اقلیت محسوب می شدند. دیگر ارمنیان پراکنده در شهرهای بین دجله و فرات نیز پرجمعیت بودند. مخصوصاً در استان آدانا در کیلیکیه که دارای مراتع بکر بوده و از جنوب شرقی در همسایگی دریای مدیترانه و دشت های سر سبز شمالی با کوه های سر به فلک کشیده بود. در میان این کوه ها مراکز فرهنگی شکوفائی همچون شهرهای هاجن و زیتون قرار داشت.
به سرنوشت این جمعیت هرگز نباید حسادت ورزید، چرا که با آنان همیشه مانند مردمان شکست خورده برخورد شده است. با توجه به شرایط حکومتی به آنها هرگز اجازه حمل سلاح داده نشد. آنان همیشه اسباب تمایلات ترکان و کردها بودند. ولی حتی آن شرایط نامناسب نیز دارای مزیت هایی برای این مردم بود.
در شرایط حکومتی محافظه کارانه ترکان، استعداد تجاری ارمنیان انحصار و ثروتی قابل توجه از کشور را برای آنان رقم زده بود.
روشنفکران ارمنی و زمینداران ترک در کنار یکدیگر اما در روابطی بی ثبات به زندگی ادامه می دادند. به هر حال آنان تنها به واسطه دارا بودن منافع مشترک با یکدیگر در ارتباط بودند.
سلطان عبدالحمید با اعلام اینکه که حل مسئله ارمنی راضی کننده نبوده است نارضایتی خود را نسبت به این مسئله اعلام کرد. چرا که تجربه مردمان بالکان به او (سلطان) این سیاست را آموخته بود که شهرهای امپراطوری را با درگیری های بین قومی باید اداره کرد. وی اجرای این سیاست را از شهرهای شمالی آغاز کرد. ترس از این موضوع که مردمان با شعور و کارا در آن دیار در فکر آزادیخواهی خویش خواهند بود مانند آنچه بلغارها در سال 1878 به کمک روسیه به انجام رساندند وی را رها نمی کرد.
سلطان با فشارهای بیشتر ارمنیان را تضعیف نمود. وی بدون معطلی از اقوام کرد نیروی سواره نظام حمیدی تشکیل داد و با نشان ها و القاب دولتی کردها را در مطیع خود کرد. وی با اهدا سلاح های جدید به کردها تنها یک چیز را آموزش داد، کشتار، آنچه برای آنها لذت بخش ترین اعمال بود.
و بدین گونه کشتار ارمنیان در امپراطوری عثمانی رقم زده شد. کشتاری که در تاریخ بشر نمونه آن را نمی توان یافت. آنها در سال های 96-1895 با اشاعه وحشت دنیای متمدن را مرعوب ساختند و با این اعمال فرصت آخرین سخنرانی را به پیر فرزانه ویلیام گلدستون بخشیدند.
هنگامی که عبدالحمید در سال 1908 سرنگون شد کمیته اتحاد و ترقی اعلام ایجاد حکومت بر اساس قانون اساسی را نمود. همچنین برای شهروندان عثمانی امکان بهره مندی از حقوق شهروندی برابر امکان پذیر می نمود. اکنون به ملت ارمنی تولد یک دوره جدید نوید داده می شد. ولی یک سال پس از فراهم شدن قانون اساسی جدید، عثمان ها کشتار آدانا را به اجرا گذاشتند، به همان اندازه وحشیانه که اسلاف خود به اجرا گذاشته بودند، ولی این بار در ابعادی کوچک تر از جنایت قبلی پدرانشان.
این بحران نیز سپری شد ولی به دنبال آن یک میراث بیمار به ارمغان ماند. نوئل باکستون که چند ماه قبل از جنگ به ارمنستان عثمانی سفر کرده بود، گزارش داد: ترک های جوان بدون هیچ گونه انحرافی دنباله رو سیاست های عبدالحمید می باشند، مسلح کردن کردها و ایجاد زمینه جدید برای کشتارهای جدید.
با شروع جنگ جهانی اول ترکیه به آلمان پیوست و همزمان کشتارها نیز آغاز گردید. برای اثبات این منظور شواهد بی شمارند و دقیق. ابعاد کشتار به قدری وحشتناک بود که خود این مردم به حقیقت آن شک می کردند.
ارائه این شواهد از طرف شاهدان بی طرف، مسافران، مسئولین اروپایی و آمریکایی، که در آن زمان از راه های امپراطوری می گذشتند نظاره گر حوادث از شروع تا انتها آن بودند گواه این موضوع بود. کشتار بدون هیچ توجیحی به اجرا گذاشته شد. مجرمان این جنایت باید خیلی خوش شانس می بودند اگر بهانه یا دلیلی برای ادامه جنایات خویش بر مردمان بی دفاع بیابند.

برنامه کشتار
در پائیز 1914 با شرکت ترکیه عثمانی در جنگ اوضاع ارمنیان بلافاصله سنگین تر نشد. در آن زمان با اجرای سیاست های ترک های جوان، بار خدمت سربازی به طور مساوی بین ساکنان مسیحی و مسلمان امپراطوری تقسیم شده بود. ولی این روش نیز دارای اساس منحصر به فردی بود. بدین معنی که مسلمانان در مقابل قانون وظیفه ای خاص داشتند، در حالی که خیلی از ارمنیان می توانستند مبالغ مشخصی را برای دوری از خدمت سربازی پرداخت کنند. گفته شده که برای دولتمردان این موضوع عادی بود که نمی شود برای اعزام ارمنیان به خدمت اصرار داشت،زیرا آنها مردمانی فعال و صلح طلب هستند. در میان آنان زنان و مردان فرهیخته بسیاری حضور داشتند که فارغ التحصیل مدارس عالی و دانشگاه های اروپایی بودند، و یا در کالج های عالی مسیونرهای آمریکایی تحصیل کرده بودند.
آنها در امپراطوری قشر روشنفکری، مخترعان، اساتید دانشگاه ها، تجار و صنعتگران را تشکیل می دادند. آنها مسیر کشور بودند ولی نه لزوما اهرم آن.
جنگ حاضر بر علیه دول مسیحی بود و آن برای ارمنیان جنگ وطن پرستانه محسوب نمی شد، چرا که ترکان 5 سال پیش در آدانا برادرانشان را قتل عام کرده بودند.
زمستان جنگ این گونه گذشت، کسی نمی توانست پیش بینی کند که در بهار چه اتفاقی خواهد افتاد. با این وجود حاکمیت قسطنطنیه و البته اگر کلمه حاکمیت برای انور و طلعت و دیگر اعضای کمیته ترک های جوان مناسب باشد، که درگوس برایس به درستی آنان را «گروه بی رحم نفرت انگیز» خواند، این سازمان بی اصول و مکتب تنها به دنبال اجرای یک هدف بود، که آن را در آوریل 1915 با شدت هرچه تمام تر به اجرا گذاشت.
موضوع روشن بود: کشتار و پاکسازی امپراطوری عثمانی از وجود مسیحیان ارمنی. چرا که جنگ به طور موقت امپراطوری عثمانی را از نظارت اروپاییان در امان نگه می داشت. انور با تفکر درباره آینده و اطمینان از پیروزی در جنگ امیدوار بود که با همدستان خویش از دخالت و انتقام روسیه و دول اروپایی که همیشه به دلیل اعمال سیاست های خاص در خصوص مسیحیان امپراطوری در امور کشور دخالت می کردند بر حذر خواهد بود.
جنایت به طور دقیق سازماندهی شده بود، چرا که دلایل و شواهدی وجود دارد که بیانگر عملکرد یکسان و مشابه ترکان در 5 منطقه مختلف کشور است.
و حال آنچه در این بین اتفاق افتاد.
در روز موعود سربازان کوچه های شهر را با سرنیزه مسدود می کنند.
حاکمان همه آنهایی را که توانایی حمل سلاح داشتند و آنانی که از خدمت سربازی به دور مانده بودند را با تهدید مرگ احضار می کنند.
در معنی جمله «آنان که توانایی حمل سلاح داشتند» مفهوم خاصی را در بر نداشت چرا که با آن جمله مردان پانزده ساله تا هفتاد ساله مورد نظر بودند، آنان را به بیرون از شهر می بردند، حتی نیازی به خیلی دور شدن آنها نبود، چرا که دزدان آماده و منتظر بودند و کردها نیز مخفی در کوه ها در انتظار آنان نشسته بودند.
گروه های منفک شده از جمعیت شاهد کشتارهای بی رحمانه هموطنان شوربخت خود بودند. ژاندارم ها پس از اتمام کارشان به آرامی به شهر باز می گشتند.
بدینسان به دنبال اجرای اولین پرده از این کشتار، ارمنیان توان مقابله با دومین اجرای جنایت را نداشتند چرا که کشتار به مراتب فجیع تر از اجرای قبلی بود. باقیمانده جمعیت که شامل زنان و پیران و کودکان بودند، با دریافت دستور ترک دیار ظرف مدت یک هفته تا 10 روز که این مدت نبایستی از 15 روز تجاوز می کرد مواجه بودند.
همه افراد بدون استثناء باید خانه و کاشانه خود را ترک می کردند و راهی مسیرهای بی هدف و نامشخص می شدند. ثروت و دارایی های آنان نیز باید در اختیار ترکان قرار می گرفت.
شکنجه هایی را که در صورت عدم اجرای احکام باید متحمل می شدند سخت و طاقت فرسا بود.
ارمنیان مانند سرخپوستان نبودند که اراضی خویش را پیوسته در اختیار سفید پوستان قرار دهند و یا مانند ارمنیان همسایه سرخپوستان کردهای چوپان و یا چادرنشین نبودند. آنان (ارمیان) به همان سبکی که ما زندگی می کردیم زندگی می کردند. آنان شهروندان آن شهرها بودند و به صورت نسل اندر نسل در آنجا رشد کرده و در پیشرفت آن شهرها نقش اول را ایفا می کردند. ارمیان ساکنین اصلی شهرهایشان بودند، پزشکان، وکلا، اسادید دانشگاه ها، مغازه داران، صنعتگران و عالی مقامان.
به عنوان شواهد علنی برای عقلانیت و خلاقیت ارمیان می توان به ساخت کلیساهای باشکوه و سازماندهی مدارس پیشرفته در شهرهای ارمنی نشین اشاره کرد. زنان آنان همانقدر خوب، زیبا، کوشا و تربیت شده بودند که زنان ساکن در اروپا و آمریکا بودند.
واقعاً ارمنیان روابط نزدیکی با تمدن غربی داشتند چون در تمامی آن مناطقی که کشتارهای ارمنیان صورت گرفت کالج ها، مراکز آموزش علم و هنر قدمتی بیش از 50 سال داشتند.
ارمنیان تنها یک راه نجات داشتند رویگردانی از دین و مسلک خود.

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։