فا

ارمنیان اصفهان و جنوب کشور

سه شنبه, 15 مهر 1399 14:10

متن سخنرانی روبرت بگلریان، ‌نماینده ارامنه اصفهان و جنوب ایران در مجلس شورای اسلامی در مراسم تشییع پیکر شهید هراچ هاکوپیان

آیین تشییع پیکر شهید هراچ هاکوپیان از شهدای ارامنه اصفهان روز جمعه (۱۰ مهر ماه ۱۳۹۹) با حضور جمعی از نیروهای مسلح، ارامنه و مردم اصفهان برگزار شد.

به نام خدا، بنده هم عرض تبریک و تسلیت دارم باری دیگر به خانواده گرانقدر و صبور و بردبار و همه مردم عزیز ایران، جامعه ارامنه اصفهان، دلاور مردان ارتش،‌ سپاه، بسیج،‌ هوانیروز، نیروی انتظامی و همه ملت شریف ایران بابت شهادت این عزیز بزرگوار. دوستان، ۴۳-۴۲ سال پیش که من بخت هم بازی بودن با این شهید عزیز را داشتم، هیچوقت مرا این گمان نبود که سالها بعد، در چنین موضعی باید بایستم و در باب او، در باب شهادت و در باب وطن عزیزمان سخن بگویم.

خاطره ای که از او دارم تنها محبت است، ادب، فروتنی و احترام به بزرگان. شاید برای همین بود که وقتی در دوره های نمایندگی فرصتی می شد، با همه احترام به خانواده های عزیز شهدا، ‌وقتی پدر او را می دیدم، کتمان نمی کنم. رنجی دو چندان مرا فرا می گرفت. هم به خاطر خاطرات و دوستی ها،‌ هم به خاطر مفقود بودنش.

نام ها،‌ اسامی، صفت ها،‌ اعداد گاهی وقت ها می دانیم که سحر و جادویی در خود دارند که شاید پیامی از حضرت حق به ما می رسانند. شهید گرانقدر ما متولد سال ۱۳۴۴ در ۲۲ سالگی در سال ۶۶ به شهادت رسید. ۳۳ سال بعد، در سال ۱۳۹۹ به اصفهان عزیزش باز گشت. نمی دانم دست تقدیر،‌ همانطور که دوستان فرمودند،‌ چه بازی هایی دارد.

بگذارید کمی از نام ها بگویم: در زبان ارمنی کلمه رزم که ریشه ای از فارسی کهن دارد بیشتر به شکل «بادرازم» یا «پادرزم» به کار می رود مثل «پاد زهر» یا «پاسخ» که در فارسی در اصل «پاد سخن» بوده است، چرا چنین است،‌ به گمانم چون تمدن های. ۷۰۰ ساله ای چون تمدن ایران و تمدن کهنی چون تمدن ارمنیان از آنجا که همواره فرهنگ ساز و تمدن ساز بوده اند، و مورد یورش و ترک تازی تورانیان دگران واقع شده اند،  به خاطر حفظ تمدن، و رساندن این میراث به فرهنگ های دیگر همواره در دفاع بوده اند، به عبارتی در «پادرزم» بوده اند.

خود رزم افکن و رزم ساز نبوده اند. خود فرهنگ ساز و تمدن ساز بوده اند، چنان که هم امروز ارمنستان چون ایران امروز در پاد رزم دشمنان بدخیم و بدخوست.

واقعاً این چه حکمتی است که این شهید در چنین روز و ایامی با چنین عزت و بزرگواری همه عزیزان و مردم عزیز و گرانقدر اصفهان باید به مام وطن و فقط نه مام وطن،‌ به اصفهان عزیزش باز گردد. سخن دیگری از نام ها،‌ هراچ به ارمنی می شود «آتشین چشم» و «هاکوپیان» یعنی از نسل یعقوب که پدرش چون یعقوب، بردبارانه و اشک در چشم در انتظار یوسف خود ۳۳ سال ماند. آن هم با چه استواری ای، نبینید هم اکنون او را که چنین در این جا خمیده است. به یاد بیاورید امیدواری اش را، سترگی اش را، ایمانش را که به همسر و خانواده و همه ما منتقل می کرد و ایستاد تا پسر خود را بار دیگر دید.

وقتی ما از شهید سخن می گوییم و از زنده بودن شهید و وقتی احساس شرم می کنیم اگر گاهی کوتاهی می کنیم در حفظ وطن، حفظ دین و حفظ اخلاق، مگر بر این باور نیستیم که شهید ناظر است و ناظرترین ناظرها خداوند است نافذترین،‌ بیناترین و تا عمق وجود ما را می کاود و شهیدان نماد و نمود نیرو و فیض خداوندی اند، اما اگر خداوند ناقدی بخشنده است، شهید همواره ما را به یاد می آورد که چه میراثی برای ما برجا گذاشته، چه ایثار و خلوصی داشته است. و از آنجا که تو برای ایران بودی و هستی، در آخرین گامت تا به این آخرین منزلگه در اصفهان عزیز برسی باز وحدت بخش بودی. دمی چند از خطه سیستان و بلوچستان، از ایرانی ترین پهنه های این دیرینه خاک آرمیدی تا هموطنان آن خطه هم از یاد نبرند، که ایرانی باشی و ایران داری و رای دلبستگی به قوم و دین است. این را گفتی و راهی این دیار شدی، ‌تا برای آخرین بار و برای ابد در عمق خاک وطن بیارامی.

اما حال به قدرت شهادت که چنان که گفتم خود بیناییست به واقع آتشین چشم شده ای، چرا که چون دیگر یاران شهیدت در این سرزمین ناظر و حاضری و آن هم چه سختگیرانه تا ببینی ما که میراث دار وطن پرستی و نوع دوستی عشق و خلوص و ایثار چون تویی هستیم، تا کجا و تا کی پای کاریم و آیا می توانیم به خود نهیب زنیم که هیهات، اگر وطن، ایمان و خانواده در خطر باشد و ما غفلت کنیم، و بر ماست تا به لطف خدا و هشداری شما هوشیار باشیم و آماده جان فشانی در همه پادرزم ها، چرا که این است اولین و واپسین رسالت ما.

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։