فا

سیاست

سه شنبه, 14 ارديبهشت 1400 11:45

گفت و گو با دکتر بشیر اسماعیلی، استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد شهرضا: سیاست و حکومت در ترکیه

دفتر داد خواهی ارامنه اصفهان گفت و گویی با دکتر بشیر اسماعیلی با موضوع سیاست و حکومت در ترکیه انجام داده است.

سیاست و حکومت ترکیه در وضعیت فعلی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ترکیه در دوره بعد از فروپاشی عثمانی، به سمت اینکه د رواقع از آن هویت که مبتنی برخلافت اسلامی بود دست کشید و در تلاش بود تا به دنیای مدرن بپیوندد. این در حالی بود که تحولاتی هم در ترکیه اتفاق افتاد و در غالب نوسازی جامعه و کدرهایی که آتاتورک انجام داد. ولی ترک‌ها درعین‌حال هیچ‌وقت ایده بازگشت به دوره طلایی عثمانی را کنار نگذاشتند. این تفکر در تاریخ معاصر ترکیه نوسان داشته است که کلاً ترکیه بخشی از جامعه اروپایی بشود یا تبدیل بشود به یک دولت مستقل قدرتمند می‌توان گفت درواقع بین پیوستن به اتحادیه اروپا و نو عثمانی گرایی در حالت شک بودند. به‌طور مستمر حدود ۲۰ سال در ترکیه روند پیوستن به اتحادیه اروپا خیلی جدی دنبال شد، به‌نحوی‌که اولویت اصلی روابط دولت‌های وقت ترکیه در این ۲۰ سال پیوستن به اتحادیه اروپا بوده است. البته رقابت با یونان هم در این مسئله نیز بی‌تأثیر نبود، چون‌که ترکیه و یونان یک رقابت درواقع دیرینه‌ای باهم دارند که یونان پیوسته بود به اتحادیه اروپا ولی ترکیه را نپذیرفته بودند؛ بنابراین تا حدی از آن نقشه منطقه خودش غافل شده بود و همان‌طور که میدانید اتحادیه اروپا نیز استانداردهایی برای کشورهایی که می‌خواهند عضو بشوند دارد و ترکیه بیشتر دنبال این بود که به این استانداردها برسد. تا اینکه کم‌کم در مثلاً ۷-۸-۱۰ سال پیش به این‌طرف، سیاست خارجی ترکیه از اروپا گرایی به منطقه‌گرایی تغییر پیدا کرد و سعی کردند یک مدل فراگیری هم برای جهان اسلام ارائه بدهند. ترک‌ها بر این باور بودند که ما می‌توانیم الگو باشیم چراکه هم ازنظر فرهنگی خیلی متکثریم هم به پلورالیسم اعتقادداریم، هم سیستم ما دموکراسیِ، هم اقتصاد رشد و توسعه خوبی داشته است. این‌ها می‌خواستند یک مدل برای ترکیه ارائه بدهند، کم‌کم این مدل افول پیدا کرد؛ یعنی هم در اقتصاد مشکلاتی پیش آمد، هم ازنظر سیاسی تاوَن دموکراسی که تبلیغ می‌شد به درجه‌ای رسید که دیگر گروه مخالف و گروه‌های مخالف گفتند این‌یک دیکتاتوری است؛ و همان‌گونه که به خاطر دارید، مسئله پارک گزی تبدیل شد به یک جنبش اجتماعی در ترکیه و بعد کودتاهای نافرجام که نشان داد ارتش با دولت ازنظر سیاسی در تضاد آرا قرار دارد. پس تاوَن دموکراسی که تبلیغ می‌شد و هماهنگی بین نهاده‌ای سیاسی و احترام به گروه مخالف و ...؛ که موردادعا بود، در ترکیه وجود ندارد و به‌واسطه به قدرت رسیدن حزب اردوغان، یک نوع درواقع حکومت اقتدارگرا در ترکیه قدرت را در دست دارد.

باید گفت درزمینهٔ اقتصادی نیز با کاهش درآمدهای توریستی در جهان و وابستگی بیش‌ازحد ترکیه تأثیر بسیاری در رکود اقتصادی ترکیه ایجاد شد. ضمناً درزمینهٔ که ترکیه با چین رقابت می‌کرد، ازجمله صنعت پوشاک که درنهایت در این رقابت نیز شکست خورد. صنعت پوشاک جزو صنایع درآمدزا برای ترکیه بود ولی نهایتاً چینی‌ها دوباره بازار را به دست گرفتند؛ بنابراین چون زیرساخت اقتصادی ترکیه مناسب نبود و بیشتر درزمینهٔ روبنایی رشد کرده بود، از لحاظ اقتصاد آن شکوفایی اولیه هم افت پیدا کرد. درزمینهٔ فرهنگی هم ایرادات زیادی به ترکیه وارد شد ازلحاظ اجتماعی. یکی از آن‌ها تعاملشان با کردها بود که هیچ‌وقت هم ازلحاظ حقوق بشری درواقع نتوانستند نظر جامعه جهانی را جلب کنند. ترکیه ازنظر آزادی‌های اجتماعی و سیاسی نیز به مشکل برخورد. شبکه‌های اجتماعی مدتی بسته شدند، سانسور اعمال شد، نویسندگان و فعالان اجتماعی آنجا تحت‌فشار قرار گرفتند و به‌هرحال مدلی که ترکیه ارائه کرده بود افول کرد، اما اتفاقی که افتاد این بود که باگذشت زمان، علیرغم افول مدل خودشان که ارائه می‌دادند، ولی از سیاست اروپا گرایی فاصله گرفتند و به سمت سیاست منطقه‌گرایی رفتند که بر مبنای احیای قدرت ازدست‌رفته ترکیه بود و در قالب نوعی‌مان گرایی یا همان نئواتومانیزم که در حال حاضر این سیاست دنبال می‌شود. حالا درعین‌حال ترکیه با این چالش‌های منطقه‌ای جوری تعامل کرد که در بعضی از موارد، ازجمله جنگ سوریه، سیاستش کاملاً ناکارآمد بود، یعنی می‌خواست سوار بشود بر اغتشاشاتی که بود، بعد ناهماهنگی‌های که بین کرد ها، داعش، عراقی‌ها و جاهای مختلف به وجود آمده بود و می‌خواست از این شرایط به وجود آمده بهره‌برداری کند ولی در سیاست‌گذاری‌هایش اشتباه می‌کرد؛ بنابراین قدری هم وجه ترکیه در ادامه افول مدل ترکیه، از این رفتارها ضربه خورد. در ارتباط با مسئله فلسطین و رژیم صهیونیسمی هم برخی مواقع دولت ترکیه مواضع ضد صهیونیستی اتخاذ می‌کند و مواقعی هم کاملاً نزدیک می‌شود به اسرائیل، بنابراین در آن زمینه هم نتوانسته جلب اعتماد بکند.

حال در مجموع می‌شود گفت که سیاست فعلی ترکیه رها کردن سیاست اروپا گرایی، دنبال کردن سیاست نو عثمانی گرایی، افزایش قدرت منطقه‌ای خودش و ادامه ساختن یک الگو برای رهبری جهان اسلام است. سیاست فعلی ترکیه شامل این چهار محور هست.

آقای دکتر، ازنظر شما ترکیه با توجه به شرایط خاص ژئوپلیتیکی که داشته و درواقع موردتوجه هم شرق بوده و هم غرب، یعنی موقعیت ژئوپلیتیکش عامل اصلی توجه شرق و غرب بوده که در زمان پیدایش ناتو نیز این کشور به عضویت ناتو درآمده و غرب، خصوصاً آمریکا از ترکیه جانب‌داری می‌کرده است. در این راه بهایی بیش از بیش‌ازحد به این کشور داده‌شده است. در حال حاضر در ترکیه برحسب شرایطی که پیش‌آمده و گفتمان نو عثمانی گرایی که پیش رو گرفته‌شده است، در آینده چه رویکردی را باید اتخاذ کند تا به همان جایگاه توجه شرق و غرب برسد؟ آیا اصولاً این امر محقق خواهد شد یا اینکه کشورهای غربی کلاً ترکیه را کنار خواهد گذاشت؟ پذیرش نسل‌کشی از جانب جو بایدن و نقش آن‌ها در ادامه روابط دو کشور چگونه ارزیابی می‌کنید؟

شرایط ترکیه کمی شبیه دیگر قدرت‌های بزرگ در این منطقه است. به این صورت که ما یک وضعیت دوگانه‌ای داریم که به‌اصطلاح، کشورهایی مثل ترکیه، روسیه و ایران بین این دو دوراهی مانده‌اند که به‌اصطلاح قدرت قبلی خودشان را احیا کنند یا اینکه نه به سمت غربی‌ها بروند. حالا برای ایران هم یک هم‌چین اتفاقی افتاد، درزمانی که بعد از مشروطه یک عده‌ای می‌گفتند که با اتحاد و ائتلاف به غرب ما بهتر به منافع ملی خود می‌رسیم، این طول کشید تا زمان انقلاب که بعدازآن برگشتیم دوباره به مبانی بومی و هویتی خودمان. در روسیه هم‌اکنون همان مسئله نئوتزاریسم وجود دارد؛ یعنی دوباره روسیه هم یک دوره‌ای بعد از فروپاشی شوروی رفت به سمت اینکه با غرب متحد بشود تا حدی که حتی به ناتو بپیوندد، ولی کم-کم دید برای خودش یک‌زمانی قدرتی بوده و در قالب همین سیاست‌های پوتین تصمیم گرفت تا دوباره تزاریسم را احیا کند. در ترکیه هم‌عرض شد، در طول ۲۰ سال به‌طور مداوم این‌ها می‌خواستند به اروپا بپیوندند، ولی بعد دیدند که در احیای هویت خودشان منافع بیشتری کسب خواهند کرد و احتمالاً این‌گونه قدرت بیشتری به دست می‌آوردند. حال اینکه کشوری بخواهد قدرت ازدست‌رفته خودش را به دست بیاورد، به نظر من استراتژی بدی نیست؛ یعنی بهتر از غرب‌گرایی است، چون نهایتاً اگر ترکیه هم به اتحادیه اروپایی می‌پیوست یک قدرت درجه چندمی می‌شد، مانند یونان یا کشورهای دیگر که عضو اتحادیه هستند و وزنی ندارند. حال مشکل ترکیه این است که یک جامعه مسلمانی هم دارد که در اتحادیه اروپایی عضویت کشوری با جمعیت مسلمان اتفاق نیفتاده است در صورت عضویت ازنظر هویتی ترکیه در درجه دومی قرار می‌گرفت.

هرچند که ایران از دیرباز با ترکیه یک رقابت‌هایی داشته و هم سو بنه‌اش نبودیم. در زمان صفویه چالش اصلی، بین ایران و عثمانی بود و این دو قدرت اسلامی باهم دیگر در تعارض بودند، ولی خب به‌هرحال بهتر از غرب‌گرایی است؛ اما مسئله‌ای که هست این است که این سیاست باید در تعامل باهمسایگان و درک ژئوپولتیک صورت بگیرد. اینجاست که می‌رسیم به یک دوراهی که یک‌راهش منتهی می‌شود به قدرت گیری ترکیه در کنار سایر قدرت‌های منطقه‌ای، یک‌راه دیگرش به چالش و تنش و احتمالاً درگیری و جنگ. حال این راه‌ها جی هستند. اگر ترکیه به سمت احیای هویت اسلامی خودش برود و بدون توسعه‌طلبی بخواهد بر مبانی تاریخی، هویتی و دینی خودش قدرتش را بازیابد، همان‌گونه که پوتین در روسیه کرد، این می‌تواند یک قدرت منطقه‌ای باشد در کنار قدرت‌های دیگر، ولی اگر به سمت قدرت‌های رادیکال مثل پان‌ترکیسم برود آن موقع حتماً باسیاست‌ها و منافع کشورهای همسایه در تضاد خواهد بود و آن موقع معمای امنیتی که اشاره می‌شود به وجود می‌آید، چون وقتی این‌ها قدرتشان را افزایش می‌دهند همسایگان هم مجبورند برای اینکه امنیتشان بالاتر برود قدرتشان را افزایش بدهند و این‌یک جنگ تسلیحاتی به وجود می‌آورد که احتمالاً توازن قدرت به هم می‌خورد و به جنگ منجر می‌شود. حالا اگر وارد پان‌ترکیسم هم شدیم، یک‌راهی دارد که خب حقش است بخواهد قدرت ازدست‌داده‌اش را بازیابی کند. از غرب هم ناامید شده، خوب این الزاماً بد نیست. ولی اگر به سمت این ناسیونالیسم افراطی برود آن موقع مشکل‌ساز می‌شود.

آقای دکتر با توجه به این‌که اردوغان در تلاش است و ادعا دارد به سمت اسلام‌گرایی حرکت می‌کند، ما شاهد هستیم که به گروه‌های تکفیری تسلیحات نظامی می‌فروشد، از طرف دیگر وارد خاک عراق شد، وارد خاک سوریه شد و با تمام همسایگان خود من‌جمله ایران هم با شعری که در مانور نظامی در آذربایجان خواند تمامیت ارضی ایران را زیر سؤال برد. با توجه به این شرایط آیا اسلام جدیدی در ترکیه در حال مطرح‌شدن است یا اسلام بهانه‌ای برای اردوغان شده تا به اهدافش در منطقه برسد؟ چند روز پیش نیز در مسائل افغانستان و پاکستان به‌عنوان واسطه خود را وارد مذاکرات کرد. در حالیکه این رفتار برخلاف تمایل و خواست کشورهای همسایه است. شرایط را چگونه می‌شود ارزیابی کرد؟

خوب این‌ها دقیقاً مصادیق انحراف سیاست احیای قدرت است که اگر به این سمت برود قطعاً تنش ایجاد خواهد کرد؛ یعنی اگر بخواهد اختلافات را تشدید بکند در منطقه تا از این قبال منفعت ببرد، مثل کاری که در ارتباط با نفت می‌کرد و ترکیه از این رهگذر نفت ارزان به دست می‌آورد ولی این تحلیل که برای قیمت نفت ارزان چه مهندسی خطرناکی در منطقه می‌شود این تعبیر تدبیر را دیگر ندارد. این‌یک و دو اینکه توسعه ارضی بدهید و این اقدام از مصادیق بارز آن راه انحرافی فکر به توسعه قلمرو است. البته به این مورد همه کشورهایی که می‌خواهند قدرتشان را افزایش دهند فکر می‌کنند، من‌جمله اسراییل. اسراییل تمام تلاشش برای افزایش قلمروش است. ترکیه هم‌فکر می‌کند که اگر بخواهد ابرقدرت بشود با مساحت فعلی سخت است؛ بنابراین می‌خواهد آن نقشه ترکیه بزرگ را احیا بکند که در این صورت پتانسیل اینکه تبدیل به قدرت فرا منطقه‌ای شود به وجود می‌آید. امروزه مثل زمان باستان نیست که به‌راحتی کشورگشایی کنند. کمترین تغییر در مرزهای تثبیت‌شده مشکل به وجود می‌آورد، حتی اسراییل می‌خواهد توسط شهرک‌سازی قلمروش را گسترش دهد و از آن ظرف گروه‌های اسلامی غزه جواب می‌دهند. یا اینکه می‌خواهد جنوب لبنان را تصرف کند با حزب‌الله چه چالشی پیدا می‌کند یا از بلندی‌های جولان عبور کند به سوریه برود. در طی جنگ‌های این سال‌ها امکان پیشروی نداشته؛ و حالا فرض کنید ترکیه بخواهد تمام این سرزمین‌ها را تا مرز چین تصرف کند و در ایران هم تا همدان و قزوین وزنجان پیش روی کند، خوب جنگ جهانی می‌شود؛ بنابراین اصلاً نباید به این مسئله فکر کند. خواندن این شعر فراتر از یک اشتباه است، این زنگ خطری است که دنیا باید وحشت کند.

دولت ترکیه با توجه به اطلاعات آماری و پایه‌ای که وجود دارد که ازلحاظ بدهی ۴۰۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ بدهی جهانی دارد، منابع نفتی ندارد در حالی که خیلی نیازمند سوخت‌های فسیلی است و از طرفی هم‌صحبت‌هایی کرده که آذری زبان‌ها را دور پرچم آنکارا جمع بکند که همان پان‌ترکیسم است و تمام این کدرهایی که کرده می‌شود گفت که در شرایطی قرارگرفته که مجبور به توسعه‌طلبی‌ها شده که شاید منجر به نابودش بشود ولی ادامه این روند هم برایش امکان‌پذیر نیست، حالا این را بخواهیم در دید عقلانیت نگاه کنیم که ما هم‌نظر داریم سیاستمداران معمولان افراد عقلانی هستند ولی خب شرایطی هم که ترکیه دارد را نیز باید در نظر بگیریم با آن بدهی که دارد، نبود منابع از طرف دیگر تحولات عمده‌ای که انجام داده و از طرفی جوابگوی پان‌ترکیسم و کشورهایی که عنوان کرده حامیش هستند، شما این رفتارها را در بعد عقلانیت می‌بینید؟

طبعاً همین‌طور است و در قیاس با هیتلر نمی‌شود بیان کرد ولی هیتلر هم دنبال فضای حیاتی بود یعنی می‌گفت در بعضی از جاها باید برای صادرات کالاهایمان فتح بکنیم و اقتصادمحور بود. ترکیه هم همان جور که گفتید اقتصادش افول کرده به چند دلیل و بدهی‌هایی که گفتید از قبل بود ولی اقتصادش بر پایه زیرساختی نبود و نیست مثلاً خرده‌ریز تولید می‌کند و در دنیا امروزه خرده‌ریزها را چین تهیه می‌کند و تا جایی که می‌تواند کنترل می‌کند که ترکیه وارد نشود و ازنظر قیمتی ترکیه نمی‌تواند با چین رقابت کند.

در تحقیقی که کنگره آمریکا در سال ۲۰۲۰ انجام داده به این نتیجه رسیده که ترکیه در حال تولید تسلیحات نظامی هست مخصوصاً در بحث پرباد و در حال فروش است و بیشتر گروه‌های تکفیری خریدار تسلیحات نظامی ترکیه است، دولت‌ها کمتر خریدار هستند به‌جز امارات با یک قرارداد بزرگ و آذربایجان که در جنگ قره‌باغ نیز تسلیحات نظامی ترکیه را علیه ارامنه به کار گرفت و می‌دانیم که آذربایجان با درآمد نفتی هنگفتی که دارد بازار مصرف تسلیحات نظامی ترکیه می‌تواند باشد. با توجه به این موضوع به نظر شما آینده ترکیه با دنیا چگونه خواهد بود و آیا مانع‌تراشی می‌کنند و یا در حدی هست که هر کاری می‌خواهد انجام دهد در نظر داشته باشید که ایران هم تولیدکننده تسلیحات تدافعی است و قصد هیچ‌گونه جنگی را ندارد، با این تفاوت که ایران با آموزه‌های دینی که دارد و آموزه‌های تشیع هیچ‌گاه جنگ‌افروزی را جایز نمی‌داند از طرف جامعه جهانی تحریم شده است در حالیکه ترکیه برای جنگ‌افروزی و توسعه‌طلبی تسلیحات را بکار می‌برد، ولی شاهد هستیم هیچ برخوردی با این کشور صورت نگرفته است. به نظر شما دلایل این نوع برخوردها چه می‌تواند باشد؟

 سیاستی که ترکیه آن را احتمالاً در پیش خواهد گرفت، سیاست توسعه‌طلبی ارضی است. در هر کشوری عموماً در ارتباط با این مسائل دودسته برخورد وجود دارد. یکی اصطلاحاً هارد لاینرها یا تندروها و یک عده عمل‌گرا. مثلاً حزب لیکود در اسراییل تندروها هستند و گروه دیگر عمل‌گراها که معتقدند در همین مرزهای تثبیت‌شده خودمان باید به فکر اقتصاد و امور عامه باشیم. کما اینکه دو سه شب است در اسراییل تظاهرات برپاست و گروه مخالف به نتانیاهو می‌گوید: نتانیاهو از امور داخلی غافل شده و یک سری ماجراجویی‌ها می‌کند. در ترکیه هم همین‌گونه است. باید دید در ادامه تندروها غالب می‌شوند یا عمل‌گراها. اگر تندروها غالب شدند و خواستند یک سیاست گسترش ارضی در پیش بگیرند غرب و آمریکا چه عکس‌العملی خواهد داشت. اولاً اگر آمریکایی‌ها بدانند که این کار به سرانجام می‌رسد خود آن‌ها جلویش را می‌گیرند؛ یعنی اجازه نمی‌دهند در این منطقه قدرت عظیمی مثل ترکیه به وجود بیاید. این‌ها در قرن نوزدهم عثمانی را به مرد بیمار اروپا تبدیل کردند و چقدر هم در این زمینه زحمت کشیدند؛ یعنی یک دفعه این قدرت را زمین زدند و حالا دیگر نمی‌گذارند که دوباره احیا شود؛ اما ممکن است این را دست آویز یک سری بازی‌های منطقه‌ای بکنند. مثل کاری که با طالبان و داعش کردند؛ یعنی این را هولش دادند در جایی و بعد رها کنند تا فرسایشی بشود و کشورها بیفتند به جان یکدیگر. احتمال دارد کشور هدف ایران باشد؛ یعنی ممکن است هم‌چین مناقشه‌ای در مرزهای شمالی ما به وجود بیاورند که دوباره در غرب آسیا جنگ شود، این بار ترکیه و ایران. ممکن است چراغ سبزی نشان بدهند تا بعد کشورها را وارد بحران بکنند؛ اما اگر درعین‌حال عمل‌گرایی در سیاست داخلی و خارجی ترکیه وجود داشته باشد که نشانه‌های آن وجود دارد، یعنی ما درواقع می‌بینیم که این‌ها مثل بعضی از کشورها رادیکال عمل نکردند و یک‌وقت‌هایی و سیگنال‌ها را که گرفتند عقب نشستند یعنی این پراگماتیسم در سیاست‌های خارجی ترکیه بوده خوشبختانه و اتفاقاً بعضی وقت‌ها محافظه‌کاری بیش‌ازحد انجام دادند و عقب نشستند.

آقای دکتر اگر غرب تا به امروز سیاست بازدارندگی نسبت به ترکیه نداشته و در مقابل شرایط خاص برای ایران وضع کرده است، آیا این نشانه همسویی سیاست ترکیه و غرب در منطقه نیست؟ برای واضح شدن سؤال باید عرض کنم سیاست غرب به‌گونه‌ای است که در هر منطقه‌ای از دوستان خود حمایت و برای دیگران مشکل‌آفرین است. حال با توجه به سیاست‌های ترکیه و توسعه‌طلبی‌ها و حتی فروش تسلیحات به گروه‌های تروریستی، عملاً ممانعتی از ناحیه غرب دیده نمی‌شود در حالیکه باوجوداینکه انرژی هسته‌ای ایران صلح‌آمیز و در صنایع نظامی کاربردی ندارد یا توان موشکی کشور در جهت دفاع از کشور هست ولی همواره شاهد سنگ‌اندازی‌ها هستیم. این شرایط را چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ آیا نوعی همسویی ترکیه باسیاست‌های غربی است؟

البته ترکیه در مواردی با غرب دچار تنش شده است، مثل ماجرای خرید سامانه ی S۴۰۰ از روسیه که آمریکا در مقابله با این عمل برنامه ی فروش هواپیمای F۳۵ را متوقف و ترکیه را به تحریم تهدید کرد. در کل باروی کار آمدن بایرن نقطه ی عطفی در تنش‌های آمریکا و ترکیه به وجود آمده است. باید توجه داشت که ترکیه هر وقت خواسته است سیاست‌های مستقل در منطقه پیش بگیرد به مانع برخورده ولی هر وقت سیاست‌های هم سو با غرب را پیش‌گرفته با او همراهی شده است، البته در مواقعی هم که سیاست خارجی مستقل ترکیه هم‌راستای تنش یا ایران بوده است، بازهم این کشور موردحمایت غرب قرارگرفته است.

برای آمریکا سیاست مستقل داشتن کشورها مطلوب نیست. در این زمینه ایران از مهار آن‌ها خارج‌شده ولی ترکیه هنوز قابل‌کنترل است. درگذشته حدود بیست سال ترکیه در پی پیوستن به اتحادیه ی اروپا بود و طول کشید تا ترک‌ها متوجه بشوند که اروپا برایشان ارزشی قائل نیست و تازه می‌رسد به مبانی هویت بومی خودش و این امر برای کشورشان خوب است، البته تا جایی که نخواهند به کشورهای دیگر آزار برسانند... مثل این است که ایران بگوید من به هویت اسلامی شیعی خود رسیده‌ام و حالا باید حکومت پارس را در قالب تشیع ایجاد کنیم، درسته یک خوشاب فکری ایران با شیعیان منطقه دارد ولی واقعیت این‌گونه نیست. ترکیه هم یک خوشاب فکری با ترکهای منطقه دارد ولی اگر بخواهد با آن‌ها یک کشور واحد تشکیل دهد این مشکل‌ساز می‌شود. ایران هرگز از انضمام کشورهای شیعه سخنی به میان نیاورده است و حلال شیعه که توسط پادشاه اردن طرح‌شده در مورد حوزه ی نفوذ ایران است و نه ایجاد یک کشور متحد و این حوزه از زمان صفویه وجود داشته است. ولی یک سرزمین واحد تشکیل دادن توسط ترکیه مساله ی متفاوتی است که نه‌تنها باعث به هم ریختن نقشه ی سیاسی جهان می‌شود بلکه بسیار چالش‌برانگیز است. ما از ۲۰۰ سال پیش به این‌طرف که نادرشاه به هند حمله کرد، دیگر به هیچ کشوری حمله نکرده‌ایم و کسی نمی‌تواند بگوید سیاست‌های ایران گسترش طلبانه است، البته عربستان و آمریکا این ادعا را می‌کنند. همان‌طور که هنری کیسینجر دو بار این موضوع را مطرح کرده که ایران می‌خواهد از طریق تشیع امپراتوری پارس را احیا کند. البته ایران هم در منطقه متحد استراتژیک ندارد و مجبور است این کشورها را در کنار خود داشته باشد و مقاله ی تشکیل کشور واحد وجود ندارد.

 

دفتر داد خواهی ارامنه اصفهان

Հեղինակություն © 2011-2017 «ԱԼԻՔ» Օրաթերթ։ Բոլոր իրավունքները պահպանված են։